دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شب نامه یعنی ننوشته هایی که نوشته میشوند... مگوهایی که گفته میشوند... شبنامه ها... نامه های شبانه دل هاست ... به امید آشکار شدن تا مرز روزنامه‌گی... حالا از مرز اتاقک تو تا جهان همه... دیدنی های من از دلم برای چشمان دل تو...
شبنامه ها ... نامه های شبانه‌ی دل‌هاست ... به امید آشکار شدن تا مرز روزنامه گی ... جسارتِ روشنی .

جزئیات گروه

شناسه 1541
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 2055 پست
عضو 215 کاربر
طرفدار 27 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 167
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 132
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 52

کاربران گروه

(213 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

شب نامه
شناسه‌: 1541 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
فردایی دیگر
فردایی دیگر

یه چیزی شده بسته ی عادتم...که خدایا فقط دعام اینه باز بشه گرهش به عادت ذهنم

فردایی دیگر
فردایی دیگر

من الان در این حاله درونم اما چهرم انقدر اروم به نظر میاد که خودمم باورم نمیشه..

فردایی دیگر
فردایی دیگر

میدونی بچه های ترم بالایی همه فائزه رو دوست دختر مصطفی میشناسن..میدونستی ؟گفتم که ساده حسابت نکنه.

فردایی دیگر
فردایی دیگر

شبتون اروم.....خدایارتون

فردایی دیگر
فردایی دیگر

کمی ..کمی اروم تره ذهنم ..تونستم مقدمشو بنویسم یعنی ...

فردایی دیگر
فردایی دیگر

سر کلاس جامعه شناسی خانواده ...من زیاد سخنرانی میکنم بین بقیه دانشجوها..بعد یه اقایی هستن منتظر میشینن ببینم من چی میگم بعد حرفای منو به شکل دیگری تکرار میکنن...منم اون روز از قصد وقتی استاد موضوع بحث رو مطرح کردن و گفتن نظرتون رو به ترتیب بگین ساکت شدم ببینم چی میگن ...تا اخر بحث ساکت بودن من دستم بردم بالا مباحثی که توی ذهنم بود رو مطرح کردم دیدم قفل زبون اقا باز شد و باز همون مباحث منو به جمله های خودشون گفتن...شیطنت نبودا فقط خواستم متوجه بشن که من حواسم هست یعنی

فردایی دیگر
فردایی دیگر

برخی از دوستان توجه کنید وقتی یه مدت میگذره نمیاین بی خبر نذارید حدا اقل خصوصی بدید بگین هستم خوبم دل نگرونم نباشید ...خب ادم دلش تنگ میشه ..شور میزنه ..نگران میشه..باشه؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
فردایی دیگر
فردایی دیگر

مامانی بزرگ خدا بیامرزم میگفت...هیچی مثل پوشیده گی و لباس به زن نمیاد...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
فردایی دیگر
فردایی دیگر

یه بار وقتی داشتیم خرید میکردیم سه سال پیش,,, وقتی دیدم اقای فروشنده داره با دوستم بد صحبت میکنه ...خیلی اروم ..باور کنید خیلی اروم سعی کردم بهشون بگم که درست نیست ادم اینجوری حرف بزنه...بعد وقتی خواستیم بیایم یه شیشه اب معدنی دستم بود جا گذاشته بودم اومد دنبالم بهم دادش و گفت به دلم میمونه اینو بهتون نگم...خیلی مغرورید خانوم ...خیلی مغرورید انقدر که ادمو عصبی میکنید...ازش عذر خواستم که عصبیش کردم ولی هنوز به دلم مونده که من چجوری حرف زدم که این برداشتو از من کرد چون واقعا بین حرفام خیلی سعی کردم به اروم ترین بیان بگم اعتراضم به لحن کلامش..

فردایی دیگر
فردایی دیگر

حکایت عشق اونا مثل برف زمستونه...اومدنش خیلی قشنگ اب کردنش اسونه..

فردایی دیگر
فردایی دیگر

انقدر خوبه برخی کاربران توی لیست دنبال کننده ها و شده هام نیستن..

فردایی دیگر
فردایی دیگر

شبتون خوب ..خدانگهدار.

NILOOFAR
NILOOFAR

چیزیُ کِ همه بتونن ببیننش ، نمی تونه چیز خیلی مهمی بشه ...

فردایی دیگر
فردایی دیگر

یه پست رو هم قفل نزنیم ...خوبین همگی؟