دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شب نامه یعنی ننوشته هایی که نوشته میشوند... مگوهایی که گفته میشوند... شبنامه ها... نامه های شبانه دل هاست ... به امید آشکار شدن تا مرز روزنامه‌گی... حالا از مرز اتاقک تو تا جهان همه... دیدنی های من از دلم برای چشمان دل تو...
شبنامه ها ... نامه های شبانه‌ی دل‌هاست ... به امید آشکار شدن تا مرز روزنامه گی ... جسارتِ روشنی .

جزئیات گروه

شناسه 1541
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 2055 پست
عضو 215 کاربر
طرفدار 27 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 167
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 132
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 52

کاربران گروه

(213 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

شب نامه
شناسه‌: 1541 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
فردایی دیگر
فردایی دیگر

اینکه دوست ندارم ایمیل و مشخصاتمو بذارم پروفایلم به خودم ارتباط داره ..البته اعتقادمم اینه که ایمیل یه چیز شخصیه ..ادم نمیذاردش پروفایلش ..من اینجا جز دو نفر از دوستانم ایمیلمو کسی نداره , این مدیریت رفتاری من تو یه شبکه اجتماعی هستش درک این مسئله نبایدسخت باشه.....به نظر همه دوستان خوبم احترام میگذارم اما این نظر منه...این سئوال رو به تعداد موهای سرم انگار اینجا دیدم....اصلا هیچی...خدانگهدار.

فردایی دیگر
فردایی دیگر

به قول برار ممدسن بوشو بابا..

فردایی دیگر
فردایی دیگر

متوهم و بیچاره..کم کم منم داره به سرم میزنه جمع کنم حذف حساب کنم اینجا...وقتی خوبا برن بشینم پستای خاله بازی بخونم که چی..البته من قبل باران داشتم بهش فکر میکردم قبل رفتن باران بهاری و اقای امیر رهگذر ..این سایت بدون یه تعداد کاربر منطقی و خوبش چیزی نداره ادم بمونه...اونام که رفتن و دارن میرن...

فردایی دیگر
فردایی دیگر

انقدر که حالم بد شد ظهری بابا از پشت تلفن متوجه شدن ..اصرار کردن که بیام...صدای مامانو شنیدم که میگفتن اقا ادم انقدر دختر رو لوس نمیکنه ...

توماس مور
توماس مور

گلچين روزگار عجب خوش سليقه است...ميچيند آن گلي را ك بِ عالم نمونه است

این ارسال را بازنشر کرده است.
فردایی دیگر
فردایی دیگر

تو دنیای مجازی بعضی دوستانمو واقعی دوست داشتم...واقعی واقعی..بعضیاشون نمیدونستن این واقعی دوست داشته شدن یعنی چی یعنی حرف و حسرت منم سر اون دسته نیست.. .. سر این بعضیاست که اهل دل بودن و میدونستن اینو .. .. اما من باید میدونستم که نباید دل ببندم.

فردایی دیگر
فردایی دیگر

@باران بهاری چرا باید نوبتی میبود رفتن تو؟چرا از یاد بردی یه ان اینکه ممکنه خیلیا دنبالر اومدنشون بابت چنتا دوستی هست که دارن وگرنه نیازی نیست و احوالی تو کارای روزانشون نیست که بخوان یوزر پسوردشونو حتی یادشون باشه که وارد کنن بیان شبکه ...خیلی ناراحت شدم ازپست اخرت خیلی ..

فردایی دیگر
فردایی دیگر

اصلا فکرش نمیکردم این حال خوبم خراب بشه امروز صبح ...چرا همه کاربرای خوب اینجا دارن میرن...این چه کاری بود اخه که اقای رهگذر کردن..بعد از یاسی و برار ممدسن واقعا از حذف حساب اقای رهگذر ناراحت شدم ...کم کم دیگه انگار ما هم باید چمدونمون ببندیم بریم وقتی همه دوستان خوب اینجا دارن میرن ..

فردایی دیگر
فردایی دیگر

این سه روز اخر هفته تعطیلم..از صبح که پا شدم..کمی خوشنویسی کردم ..به گلدونام رسیدم اصلاح و ارایششون کردم.....کلی باهاشون حرف زدم,با هم موسیقی گوش دادیم..الانم اومدم یه سر اینجابزنم و بعدشم برم سر ادامه نوشتن مقالم..

فردایی دیگر
فردایی دیگر

اینکه میگفتن فلان دختر اویزونه و اینا ...مصداق عینیشو ندیده بودم که تا وقتی اومدم دنبالر ..یه مواردی به خصوص یه موردی رو دیدم درسته حالا مجازی بودشا ..ولی دیگه دیدم این معنیو..خدا خودش عزت خواهی رو به دل خیلیامون بندازه ...ویژه گی ارزشمندیه..

فردایی دیگر
فردایی دیگر

اخه چجوری بگم لب تاب منو زیر و رو نکنه...دلمم نمیاد اخه..اگر ناراحت ب هم بشه اعصابم میریزه بهم...

فردایی دیگر
فردایی دیگر

استاد راهنمای من و دو نفر دیگه هستن ایشون..بعد وقتی پرسیدم ببخشید استاد سه روزه طبق برنامتون اومدم نبودید...پرسید خب از چه راهی من با شما در ارتباط باشم ...؟منم گفتم خب چطور؟بقیه دانشجوها ازشون شمارشو میگرفتن برای هماهنگی ...هر کار کردم نتونستم اینو بگم و بخوام در صورتی که این حق من دانشجوئه تو این سیستم..بعد کمی سکوت سرشو انداخته بودن پایین..خودشون پرسیدن خب بهم ایمیل بدید که چه ساعتی میخواید بیاید...و هماهنگی کنید ...و من حقمه که برای رفتن و پرسیدن مسائل موضوع پایان نامم اگر روزی چند بارم بخوام برم اتاقشون بایدچند بار برم مرکز کامپیوتر ایمیل بدم مثلا ..

امیر  (رهگذر)
امیر (رهگذر)

اصولا حسادت مثل شپش میمونه..حتی کک .. نداشته باشین خو...رهگذر

فردایی دیگر
فردایی دیگر

خوشحال شدم که وقتی اومدم دنبالر که دوستان خوبمو دیدم.. انلاین بودن ....به جز مریمی که نبود..

فردایی دیگر
فردایی دیگر

داستانی داره این خط واحد سوار شدن من ..امروز یه پیرزنی اومد تو اتوبوس جاش نبود خیلی هم اخمو بود البته خیلی هم پیر بودا..کسی جاشو بهش نداد ..وسایلمو برداشتم گفتم مادر جون بفرمایید بنشینید ..نمیدونم قبلش با کی دعوا کرده بود ..کلی دعوام کرد که به تو چه ..با صدا بلند هم..کلی سرم داد زد....بعد یه دوتا دختر خانوم خوشمزه اون پشت سرم که نشسته بودن شنیدم گفتن حقشه دختره ی خود شیرین...سرم برگردوندم نگاشون کردم ..نتونستم جلوی خندمو از حرفشون بگیرم لبمو گاز گرفتم که دیده نشه میخندم گفتم والا با این کاراشون..کم نیاوردن گفتن والا با این روشون ...بعدم خندیدن..