دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شب نامه یعنی ننوشته هایی که نوشته میشوند... مگوهایی که گفته میشوند... شبنامه ها... نامه های شبانه دل هاست ... به امید آشکار شدن تا مرز روزنامه‌گی... حالا از مرز اتاقک تو تا جهان همه... دیدنی های من از دلم برای چشمان دل تو...
شبنامه ها ... نامه های شبانه‌ی دل‌هاست ... به امید آشکار شدن تا مرز روزنامه گی ... جسارتِ روشنی .

جزئیات گروه

شناسه 1541
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 2055 پست
عضو 215 کاربر
طرفدار 27 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 167
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 132
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 52

کاربران گروه

(213 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

شب نامه
شناسه‌: 1541 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
فردایی دیگر
فردایی دیگر

یه دوست قدیمیم که خیلی وقته ندیدمش...احساس میکنم حالش خوب نیست...خیلی از من دوره ها خیلی هم از نظر زمانی هم از نظر مکانی...ولی احساس میکنم حالش خوب نیست..چند بار از صبح تا حالا به خودم گفت بسه بشین زنده گیتو بکن به تو چه...ولی بازم این نگرانیه هست که حالش خوب نیست...کاش احساسم اشتباه بگه حد اقل

فردایی دیگر
فردایی دیگر

@محمّد حسین حدّادزاده جاتون خالیه ...زیاد...امیدوارم هر جا باشید شاد باشید و موفق خواهر زاده ی سرباز دو تشدیده ی خاله..

این ارسال را بازنشر کرده است.
فردایی دیگر
فردایی دیگر

در طول زندگی کسانی که دنبال ترشی لیته می‌گشته‌اند بسیار به سراغم آمده‌اند، لحظه‌هایی ذهنم را آشفته‌اند و بعد... رفته‌اند.

فردایی دیگر
فردایی دیگر

از کله سحر تا الان دارم سرچ میکنم ...

امیر  (رهگذر)
امیر (رهگذر)

صاحبخونه قدیمی ...همونی که همسایه ام بود...خیلی وقته کنار پنجره بدون هیچ حیایی سرک نکشیده تو اتاقم ...رهگذر

فردایی دیگر
فردایی دیگر

مگه نمیگن این نیز بگذرد...چرا نمیگذره پس...چرا چند سال جا خوش کرده و نمیره ...چرا؟

فردایی دیگر
فردایی دیگر

اهل تفریحاتی که خیلیا هستن من نیستم....مثلا چرخیدن نمایشی توی خیابون...برای همینم وقتی بچه ها میرن من تنها میمونم تو اتاق..

فردایی دیگر
فردایی دیگر

خواستم بخوابم کمی استراحت کنم ..مگه شد...مگه میذارن..

فردایی دیگر
فردایی دیگر

سر کلاس جامعه شناسی خانواده وقتی داشتم در مورد خانواده های اینده و سرنوشت نهاد خانواده در اینده حرف میزدیم ...سعی کردم از خودم و فرزندان اینده ی خودم مثال بیارم... وقتی دو سه بار سهوا گفتم بچه های من...دو نفر از همکلاسیهام اولنش که کلی سرشون زیر بود میخندیدن بعدم وقتی صحبتم تموم شد یکیشون بهم گفت خانوم فلانی در اینده بچه هایی وجود نخواهند داشت که خواهند داشت.؟..هر چند جوابشونو دادم و قانع شدن ولی اون روی دیگه ی حرفشونم خوندم...

فردایی دیگر
فردایی دیگر

دقیقا از ساعت هشت صبح تا نیم ساعت پیش فقط فک میزدیم به قول دوستم...بعد از کلاس هم دو نفر اقا اومدن راهنمایی میخواستن بابت چنتا کتاب سرم گیج رفت از بس حرف زدم ...اصلا هم قصد نداشتن بحث رو تمومش کنن...ولی بنده گان خدا ادمای خوبی بودن

فردایی دیگر
فردایی دیگر
توسط موبایل در شب نامه

تقصیر چشم تو بود دل من بی تقصیره.

فردایی دیگر
فردایی دیگر

اما لیلی بی مجنونش دق میکنه میمیره ...با یه اخم کوچیک اون دلش ماتم میگیره..

فردایی دیگر
فردایی دیگر

منم از این به بعد بدها رو قبل رسوا یی بدیشون بد میبینم..

فردایی دیگر
فردایی دیگر
توسط موبایل در شب نامه

چقدر درد اورده با تمام دقت و لطافت بگی حرفتو ولی قهوه ای های درون شنونده سیاه بشنوه.

فردایی دیگر
فردایی دیگر

@محمدحسن مزروعی مارک همین شیر پاکتی رو بعدا خواهید دید....فعلا به راه های خروج از بحران بیاندیشید..تا من بیام خوب فکراتون بکنید

این ارسال را بازنشر کرده است.