دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

برای کسانی که مخاطب خاصی ندارن ... !!
برای همون حرفایی که مخاطـب نداره ... !!
بذار دلت بگه و دستت بنویسه ... نگاهت هرچی گفت ... دلت شنید ... دستت مینویسه...
راحت باش . . .
سخن مدیر: اینجا جاییِ که میتونی هرکی دلتو شکونده ،دلشو بشکونی ! ولی مگه میشه کسی که طعم تلخ دل شکسته گی رو چشیده دل بشکنه . . . !!

جزئیات گروه

شناسه 774
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 2681 پست
عضو 379 کاربر
طرفدار 30 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 68
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 115
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 41

کاربران گروه

(374 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

بی مخاطب
شناسه‌: 774 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

یه حس هایی هست...ادمو دیونه میکنه مث وقتی بهترین چیز روبه روته مال تو باید بدیش به رغیبت

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

میدونم که میدونی....میدونم نمیشه جداشیم...ولی من اخرش بایدبرم

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

دلم تنگه...واسه دستای گرم.

رضـــی
رضـــی

بی‌کسی‌ها قرار نیست پر شود، فقط اینقدر خالی می‌شود که از بین می‌رود...!

این ارسال را بازنشر کرده است.
رضـــی
رضـــی

تفاوت تو با دیگران تو طرز نگاهتون نبود. چون دیگران هر کدوم یه جور من رو دیدند و رفتند، اما تو، . . . هیچوقت منو ندیدی و گذشتی

رضـــی
رضـــی

به ساز ِ روزگار می‏رقصم.. شریک ِ رقص که تو باشی، ساز ِ روزگار همیشه کوکه..

رضـــی
رضـــی

روی آن شیشه تبدار تورا "ها" کردم ... اسم زیبای تورابانفسم جاکردم ... شیشه بدجوردلش ابری وبارانی شد ... شیشه رایک شبه تبدیل به دریاکردم ... باسرانگشت کشیدم به دلش عکس تورا ... عکس زیبای تورا سیرتماشا کردم

رضـــی
رضـــی

ای کاش تنها یکنفر هم در این دنیا مرا یاری کند ای کاش می توانستم با کسی درد دل کنم تا بگویم که . من دیگر خسته تر از آنم که زندگی کنم تا بداند غم شبها یم را.... تا بفهمد درد تن خسته و بیمارم را......... قانون دنیا تنهایی من است.............. و تنهایی من قانون عشق است.... و عشق ارمغان دلدادگیست........ و این سرنوشت سادگیست

رضـــی
رضـــی

هربار که تو میخندی ، تعادل این شهر بهم میخورد ، اما تو بخند زندگی را برای از نو ساختن ، بهانه ای باید . . .

رضـــی
رضـــی

هنوز دلخوشی ذهن خسته ام این است ، که در خیالم بی خیال من نشوی ...

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

خدایی داشتم امّا به تدبیرش رها کردم ولی‌‌ای کاش تقدیرت ز تدبیرت جدا باشد حقیقت را نمی‌‌خواهم چنین بی‌ رحم و جان فرسا مگر موهومِ بی‌ پایان دلت را غمزدا باشد کسی‌ باید مگر باشد؟! کسی‌ نابوده؟! نا‌ ممکن؟! که تا چون کوهِ پا برجا صِدایت را صَدا باشد خدایی تا بدو گویم مصیبت‌های میهن کش؟! خدایی تا مگر خفقان خلقت را ندا باشد نهان وامی دهم خود را، چون طفلی خُرد می‌‌خواهم "به گردابی چنین هائل" خدایم ناخدا باشد دریغا بودنش افسانه‌ای کودک فریبندست خبر خود هیچ می‌باشد، چه حاجت مبتدا باشد؟ رها گشتی ز زنجیرش زبان در کش دگر پویا! رهایی را خرد شاید یگانه مقتدا باشد

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

ای‌ که‌ می‌پرسی‌ نشان‌ عشق‌ چیست‌ عشق‌ چیزی‌ جز ظهور مهر نیست‌

رضـــی
رضـــی

خدایا ! آهی هستم که عاشق یک لبخند شده‌ام ... چه کنم ؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

تو زندگی لحظه هایی هست که احساس می کنی دلت واسه یکی تنگ شده اونقدر که دلت می خواد اونارو از رویاهات بگیری و واقعا بغلشون کنی.

رضـــی
رضـــی

آمدی ، شاعر شدم ... رفتی ، فیلسوف . . .