✔کتــ☾ــے ...
امروز پاییز بود....... مثل دیروز........ مثل دیروز دیروز....... ولی امروز به جای برگ ها باران حرف برای گفتن داشت..... مثل بلور اشکام
✔کتــ☾ــے ...
مثل قدم زدن من رو برف ها...... مثل بی جوابی های تو به محبت.....مثل تمام خاطره های خوب گذشته......مثل من.....مثل تو........ مثل تیف تیف برف ها.....مثل جاده ی خلوت دم صبح......مثل فریاد پارویی تو اول صبح.... مثل من، مثل تو........ مثل شدن های گذشته.....مثل نشد های نیامده..... مثل دیروز بودن...مثل امروز برفی.....مثل فردای غمگین.....و مثل من.....مثل تو......م مثل تمام خنده های دیروز مثل اشک های امروز مثل نبود های فردا.....و باز هم مثل من......مثل من............ ((چقدر دلتنگم به یاد بودهای پر خاطره))....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه ناتمام ماند نگاهم پشت اين پنجره خيس....آه؛ چه اميد بي پاياني!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اشکهايم را بر پيچکي از گلايه مي بندم و چشمانم را هاله مي کنم بر روزهاي رفته وآهي مي کشم بر روزهاي سوخته ام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روياي من باراني است... کو نوح کشتي بان من....
✔کتــ☾ــے ...
تهوع امیزترین ..حرفا همیشه ازادمایی شنیده میشه که هم بچن هم اینکه زیادی میحرفن.....بدترین حس دنیا هم رازداری.....عاقلانه ترین کارم رفتن و سکوته....مخصوصا دربرابر ادمای زبون نفهم هستن....بدبودن راحت خوب بودن سخت...دوستی ادما تاریخ مصرف نداره...اما وقتی بوی گند بدن میزاریشون کنار...اینه رمز بودن
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هيچ صدايي نمي آيد... همه جا خلوت و لغزان... به مهتاب شب روشن نگاه مي كنم..؛ حتي تپش..!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بي هيچ سيل اشک را در شب هاي تنهاييم همسايه کردم.. همه روزهايم را عطش نحس فرا گرفته... انگاري کول بشريت فقط بر قلب شکسته من سوار شده است...!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شب شکسته .تمام عمر پشت جاده اي که جز سرابي بيش نبود آرزوهايم را به گور بردم... چشمهايي که باز ماندند و کسي آنها را نبست... نگاهي که خيس آب شد و کسي انها را پاک نکرد... هيچ کس اين چشماي خسته ام را درک نکرد؛... پشت قفسي که کسی سوختنم را باور نکرد... هيچ کس نفهميد چه بغض سنگيني گلويم را مي فشارد... هيچ کس به تنهاييم سنگي هم پرتاپ نکرد... هر کسي اومد تلنگري بهم کوبيد و رفت...
جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
شاید قانون دنیا همین باشد، توصاحب آرزویی باشی.... که شیرینیه تعبیرش از آن دیگریست.....!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینک من در انتهای جاده ام تو بیهوده به انتهای جاده می نگری آنجا برای مردگان جواز دفن صادر میشود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غبار اشک شده اند چشم ها مهر سکوت خورده اند لبها و من هنوز سیلی خورده عشق توام