✔کتــ☾ــے ...
اون روزا که تنها بودی گمشده ی دریا بودی قایق تو شکسته بود تنت نهیف و خسته بود فانوس دریاییت شدم عشق اهورایت شدم گذشتم از هر هوسی تا تو به مقصد برسی اون روزا که تو جنگلا ترسیده بودی بی صدا بین درختای بزرگ میوون گله گله گرگ گذشتم از جوون خودم طعمه ی دشمنات شدم با تیکه پاره های من روزای تو ساخته شدن اما به جاش تو بد شدی از من و عشقم رد شدی به من یه پشت پا زدی تهمت نا روا زدی تهمت نا روا زدی...!
✔کتــ☾ــے ...
الو سلام من خودمم الهه ی شوم مرگ تو این بار مثه اون دفه نیست بگم جونتو بردار و برو این بار دیگه نمی گیرم جلوی این دستای سرد حلقه زد دور گردنت می میری از شدت درد گوشی هنوز تو دستته دکمه ی قطع و نزن همون دستی که شب و روز بودش تو این دستای من زمونه شاهده که تو بازم ربودی دلمو این بار مثه اوندفه نیست بگم جونتو بردار و برو گرگم و گله می برم از جونتم نمی گذرم گله ای که تو توش باشی یه تنه از دم می درم...!
✔کتــ☾ــے ...
زمین گرمم کمته کمته آتیش به خدا بوسه ی مرگ و بچشی بندت بشه جدا جدا زمین گرمم کمته تو که می گفتی من سرم کی می شه اون گلوتو با دشنه ی نامردی بدرم تو که ندیدی خورشیدو پس چرا می خوای بتابی مگه تو فردا نمی خوای تو یه وجب جا بخوابی آخ که چی کار کرده با من ریشمو از جا میکنه آخ که نفرین می کنم برگرده خودمو بزنه گوشاتو وا کن می شنوی صدای خورده های من صدای پر رو که می گه دلت می خواد بازم بزن یادته بردی با خودت این دلمو باز اسیری خیالتو راحت کنم نمی میرم تا نمی ری تو که واسه مردم همش آسمون بی دریغی باید بگم خدمتتون نا رفیقی نا رفیقی یادم نمی ره حرفاتو یادم نرفته تا هنوز یادمه آتیشم زدی رفتی عقب گفتی بسوز هر کاری می خوای میکنی زل میزنی می گی ما باش زخم زبونم که زدی حالا دیگه نمک نپاش یه جوری حرفم می زنی که من ازت بدم بیاد آخه یه ذره فکر کنی کی دیگه حالا جز من می یاد حالا هر جا که هستی پای هر کی نشستی بدون این رسم رفاقت چندین و چند سالمون نبود آخه نبود آخه این قلب خسته پای یکی نشسته اما بدون نمی دونست که می خواد بشکنه خیلی زود خیلی زود آخه ای زخم کاری چرا آرووم نداری چرا
✔کتــ☾ــے ...
تیریپ گریه ور ندار چله ی روزگار منم با همه ی گندگیام اشک یخیتو می شکنم چطور واسه ول گردیات به درد می خوردم نازنین حالا که نوبتم شده هیچ نگو بشین ببین یه مشت ارازل ادعا آخ که چقده رو دارین تو خوشی ها شریک من تو غم ها تنهام می زارین مسلکتون منت کشی تا وقتی جیبمون پره گول نگاتوونو دیگه چشمای من نمی خوره تاوون بی معرفتیاتو تا وقتی که بودی و بودم این دل پس می ده حالا که رفتی هم من تاوون بدم آخه روتو کم کن نم پس بده چطور وقت درد دل سنگ صبور دل منه که کی خوای باهاش حرف بزنی ولی تا یه دفه دلم چیزی می خواد می ری می شینی یه گوشه ماتم می زنی تو که سیصد و شصت و پنج روز سال سیصد و شصت و چهار روزشو در به دری برو چترتو سر یکی دیگه واکن دیگه حو صله ی منو داری سر می بری حیف این قلب پاکم که دست تو سپردم کاشکی که روز اول توی تنهاییم می مردم...!
✔کتــ☾ــے ...
حرومت اون همه صداقت من حرومت اون همه محبت من به هر چی که می خواستی تو رسیدی ولیکن از سر رفاقت من حرومت اون همه نون و نمک ها که تو سفره ی ما خورده بودی به خود اومد دلم یه لحظه دیدم تموم زندگیمو برده بودی...!
✔کتــ☾ــے ...
کاشکی تو موج بی کسی به گل بشینه قایقت زنده به گورت بکنه تلف بشه دقایقت....!
✔کتــ☾ــے ...
یه روز تلافی می کنم همه دوروغهای تو رو اون روز نمی گم که بموون اون روز فقط می گم برو
✔کتــ☾ــے ...
زدم به سیم آخر و می خوام که از پیشم بری این دفه پر پر هم بشی نمی تونی ازم دل ببری...!
◕‿◕ YASAMAN ◕‿◕
در این بازار مکاره ونامرد زندگی معامله ای کرده ام عمر داده ام تنهايي خریده ام دوستی فروخته ام ..نامردی گرفته ام وعاشق شدم ....صداقت ورزیدم ... .خودخواهی در عوض بمن فروخته اند ..وبازهم طلبکارند...
✔کتــ☾ــے ...
از من می خواد بگیرم جونشو با یه نامه از من می خواد بسوزم پای یه برگ ترانه از من نخواه می دونم باروون چیه... دریده ام... پی تموم شب روز من به تنم مالیدم من به تنم مالیدم... زیرابی رفتی واسه من انقد که لو رفتی خره بدون که چاقو دسته ی خودشو باز نمی بره زیرابی رفتی واسه من از تو نداشتم انتظار بدوون که داغتو گذاشتی روی قلبم یادگار به من نگو که می خوام قصر طلا بسازم به من نگو چشاتو از کاسه در می یارم خدای من تو هستی باور من نمی شه این همونه که می گفت عاشقتم همیشه عاشقتم همیشه....
✔کتــ☾ــے ...
قلب و دلای سنگی رو دو زار ازت نمی خرن عشقه با حقه بازیتو برو در کوزه بذار چشمای از خود راضیتو...!
✔کتــ☾ــے ...
خوب تو كلت فرو كن كه ديگه دوست ندارم به تو يار ددري محل سگ نمي زارم عرضم حضور نحستون اين روزا واقعا عاشقم بتركه چشم حسود خوش ميگذره دقايقم پاييز آرزووم بودي بودم تو نقش برگ تو براي عشقم مي خونم با آرزوي مرگ تو من با تو بد شدم بدتر نمي شم با حرفاي قشنگ تو خر نمي شم با شعرام ضايت مي كنم هميشه تو از حسودي مي ميري آخ كه چي مي شه...!
✔کتــ☾ــے ...
من کشتمش... ...آره من کشتمش با بغض و نفرت کشتمش من اون بد لعنتیو تا به جهنم بردمش...! انکار می کرد حرف منو وقتی که چشمامو می دید گناه تازه ای نداشت فقط یه کم هرز می پرید این بار اولی نبود که توی قلب من می مرد اون با نگاهای عجیب کفر منو در میو ورد من کشتمش... ...آره من کشتمش با بغض و نفرت کشتمش من اون بد لعنتیو تا به جهنم بردمش...! با این همه حرف و حدیث آبروی منو می برد اون روم که بالا میومد جون منو قسم می خورد یه شب جونم به لب رسید چشام دیگه هیچی ندید خنجر هم سینه ی اون دیوارارو به خون کشوند من کشتمش... ...آره من کشتمش با بغض و نفرت کشتمش من اون بد لعنتیو تا به جهنم بردمش...!
✔کتــ☾ــے ...
برو می خوام ببینم به کجا می رسی یه روزی بر می گردی که دل سردم دیگه عمرا با تو یکی راه نمی یاد منم بدم ... یه نارفیق...!