دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سلام به همه شما عزیزان.
این‌گروه‌همانطورکه‌از‌نامش‌
پیداست‌متعلق‌است‌به‌بچه‌های‌ قدیم‌ایران‌توییت‌که‌اینجادوباره‌
دور‌هم‌جمع‌شدند.ولی‌خیلی‌
دوست‌داریم‌دوستان‌دنبالری‌هم‌
به‌جمعمان‌بپیوندند‌تا‌دوستان‌
جدید‌پیدا‌کنیم.
درب‌این‌خانه‌مجازی‌ما
همیشه‌باز‌است.خوش‌آمدید!
نحوۀ ارسال مطلب از طریق sms به گروه بروبکس توییت :
1-ابتداصفحهsmsخودرابازکنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 480 می باشد را وارد کنید. بصورت [480]
3- سپس sms را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
----------

جزئیات گروه

شناسه 480
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 38597 پست
عضو 781 کاربر
طرفدار 72 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 15
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 19
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 2

کاربران گروه

(776 کاربر)

مدیران گروه

(6 مدیر)

برچسب‌های کاربری

بروبکس توییت
شناسه‌: 480 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
رهگذر
رهگذر

چرا ای مرگ می خندی نه میخوانی نه می بندی ...کتابی را که از خون جگر شیرازه می گیرد . . . (فاضل نظری)

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

عمو خسرو* میگفت؛ [عشق همه چیز رو شفا میده ... اِلا خودشو] ... و من اینجا، دست بدعا می‌شوم، برای "عشق" ... که سخت بیمار و رنجور است، از کردار و گفتار ما ... که؛ هرچه توانستیم، گفتیم و کردیم، بنام "عشق" ... از ثواب و ناصواب، و به پای "او" نوشتیم ... و "او" فقط مظلومانه نگاهمان کرد و هیچ نگفت ... !/ [نیمه شهریور92]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

یکی از آفات بزرگ این روزهای ما ... توهم "خود بزرگ پنداری"‌ست ... "خواجه شیراز" می‌فرماید؛ [در محفلی که خورشید اندر شمارِ ذره ست ... خود را بزرگ دیدن، شرطِ ادب نباشد] ... !/

این ارسال را بازنشر کرده است.
NILOOFAR
1010855_550877318281408_488100820_n.jpg NILOOFAR

سازت اگر عشق را بنوازد همه ی خلقت به رقص می آیند

bano °✿ روزهای رویایی °✿
bano °✿ روزهای رویایی °✿

اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد... گناه بخت پریشان و دست کوته ماست...

bano °✿ روزهای رویایی °✿
bano °✿ روزهای رویایی °✿

چه سرنوشت غم انگیزی، که کرم کوچک ابریشم تمام عمر قفس می بافت، ولی به فکر پریدن بود /حسین منزوی

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

و سعدی علیه‌الرحمه، چه خوش گفت که؛ [هر چه گفتیم جز حکایت دوست ... در همه عمر، از آن پشیمانیم] ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

نه به کویم گذرت می‌افتد ... نه به رویم نظرت می‌افتد / آفتابی که جهان روشن ازوست ... ذرهٔ خاک درت می‌افتد ... !/

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

بس که ویران بود، دیگر جای ویرانی نداشت ... بارها سیلاب آمد، خانه ام را دید و رفت ... !/ [بیدل]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

تو آمدی که بگویی : اگر ... اگر می رفت ... تو آمدی و کسی داشت سمت در می رفت ! / تو آمدی و چنان زل زدی به پوچی من ... که داشت حوصله ی انتظار سر می رفت ... !/

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

و "شاملو"ی بزرگ، چه زیبا گفته بود؛ ... منطق بعضی‌ها، حتی از حماقت من هم ... احمقانه‌تر بود ... !/ [آیدا در آینه]

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

هر شاخ بنفشه کز زمین میروید ... خالی است که بر رخ نگاری بوده‌ست ... !/ [خیام]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

بوی تندِ پختن رُب‌گوجه ... نوستالژی روزهای خوب کودکی ... تجمع همه فامیل در یک مکان بجهت همیاری در پختن ... شیطنت‌های کودکانه ... ناهارِ آش گوجه ... و سرانجام ... تقسیم سهم همه، از آنچه به انجام رسانده بودند ... [و این‌چنین؛ مصرف رُب‌گوجه سالیانه یک خانوار تامین می‌شد] ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

من‌ واژگـــــون‌، من‌ واژگــون‌، من‌ واژگـــون‌ رقصیده‌ام‌ / من‌ بی‌سر و بی‌دست‌ وپا در خواب‌ خون‌ رقصیده‌ام‌ / منظومــــه ‌ای‌ از آتشـــم، آتشفشانی‌ ســر کِشم‌ / در کهکشــــانی‌ بی‌نشـان‌، خورشیدگون‌ رقصیده‌ام‌ ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

من مست و تو دیوانه، ما را که برد خانه؟ / صد بار تو را گفتم، کم خور دو سه پیمانه / در شهر یکی کَس را، هشیار نمی‌بینم / هر یک بتر از دیگر، شوریده و دیوانه ... !/ [مولانا]