دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سلام به همه شما عزیزان.
این‌گروه‌همانطورکه‌از‌نامش‌
پیداست‌متعلق‌است‌به‌بچه‌های‌ قدیم‌ایران‌توییت‌که‌اینجادوباره‌
دور‌هم‌جمع‌شدند.ولی‌خیلی‌
دوست‌داریم‌دوستان‌دنبالری‌هم‌
به‌جمعمان‌بپیوندند‌تا‌دوستان‌
جدید‌پیدا‌کنیم.
درب‌این‌خانه‌مجازی‌ما
همیشه‌باز‌است.خوش‌آمدید!
نحوۀ ارسال مطلب از طریق sms به گروه بروبکس توییت :
1-ابتداصفحهsmsخودرابازکنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 480 می باشد را وارد کنید. بصورت [480]
3- سپس sms را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
----------

جزئیات گروه

شناسه 480
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 38597 پست
عضو 781 کاربر
طرفدار 72 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 15
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 19
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 2

کاربران گروه

(776 کاربر)

مدیران گروه

(6 مدیر)

برچسب‌های کاربری

بروبکس توییت
شناسه‌: 480 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

روزهایم خالی‌ست. چیز دندان‌گیری ندارد. بی هیچ اعتراضی قدم برمی‌دارم به عقب. دلتنگی‌هایم یکی‌یکی برمی‌گردند و سلام می‌کنند و می‌نشینند درست روبرویم...........

ᾋṨἬἝƓἬ
9t95tnl1yegx7znxqytt.jpg ᾋṨἬἝƓἬ

هنوز هم آدم عصر حجَرم. هنوز هم که دلم می‌گیرد پناه می‌برم به قلم و کاغذ. خودم را جا می‌گذارم روی خط‌ها. دلتنگی‌هایم را بین‌شان؛ تا بعدش بخوانم و بگویم چیزی هم نبود.........

این ارسال را بازنشر کرده است.
AMIR NG
AMIR NG
توسط پیامک در بروبکس توییت

تمومش کن من از مردن نمیترسم ...

میترا
0956.jpg میترا

میترا
5913.jpg میترا

میترا
Romantic_Persian-Star.org_36.jpg میترا

یه وقتائی دلم حرفش نمی یاد مثه بغض نجیبی می شینه تو گلوم ُ صداشم در نمی یاد !

mehrnaz
mehrnaz
توسط موبایل در بروبکس توییت

دانلود آهنگ شهریار شفایی (لینک در دیدگاه)

نگین غروب ( جنگجوی خسته)
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
توسط موبایل در بروبکس توییت

به سرمای نگاهم منگر؛با عشق سلامت میکنم

reza
reza

سرباز نه کشت هیچ کس را و نه مُرد! ... نه دل به شب ِ گلوله و مرگ سپرد ... تنها به بغل گرفت عکسی را… بعد ... یک پارچه ی سفید را بالا برد

reza
reza

شب بود و ترافیک و غم سنگینی ... شب بود و ترافیک و غم سنگینی ... مردی خود را دو بار پایین انداخت ... از روی پل هوایی غمگینی

reza
reza

من رودخانه ای را می شناسم ... که با دریا قهر کرد ... و عاشقانه به فاضلاب ریخت

این ارسال را بازنشر کرده است.
reza
reza

سرباز برگهای مرا جمع می کند ... ما نوبت یک مرد دیگر است

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

امشب سومین شبی‌ست که می‌دانم نیمه‌های شب از خواب بیدار می‌شوم و چنگ می‌زنم به بیرون تا پناهی بیابم. می‌دانم که می‌ترسم. می‌دانم که دوباره جمع می‌کنم خودم را و تا صبح در سیاهی پلک نمی‌زنم. می‌دانم که صورتم خیس خواهد شد و .......... ):

ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

طبق قائده ی فیزیک , دنیا دائما در حال انبساط است و ما هر روز بیشتر از هم دور می شویم.........

Hamed
Hamed

تو هم از عرش به فرش رسیدی که .. / . .