از یاد رفته...
من زنم اما گاهی کودک میشوم... کودک دلبندِ تـــــــــــو... تا محکمتر در آغوشت بیارامم همچنان به تو عشق خواهم ورزید پشتیبانت خواهم بود و تــــــــو مردِ مــــن فقط مرد من تو پادشاه تمام این عاشقانه هایی و من ملکه ی خوشبخت و عاشق... زیر نم نم دوستت دارم های من بمان شاه زاده ی رویاهای من... ...../.. "نوشته رویا"
از یاد رفته...
از دست های من تا موهای تو چقدر فاصله است! این درد را همین جا به دریا خواهم گفت به شالی کاران پیر به صیادان جوان به تونل های بین راه به گردنه ها خواهم گفت که ما همدیگر را سیر ندیدیم
از یاد رفته...
امشب شیرین تو تنهاست .... نه دیوان حافظ آرامم می کند نه یاد آن چند خاطره .... دلم کمی با تو بودن می خواهد .... حتی اگر به اندازه چند لحظه قدم زدن در خیابان ... حتی اگر به اندازه یک بار دست کشیدن میان موهات ... شیرینم اما حاضرم برای همین چند لحظه فرهادوار تیشه به دست بگیرم... برداشتن این کوه سخت است ... اما .... معجزه لبخند تو به من قدرت می دهد .... فرهاد رویاهای شبانه ... اینبار هم تو معجزه کن ...
از یاد رفته...
دلـم مـی خـواسـت ، هـمـیـشـه دلـم مـی خـواسـت بـدانم چـه حـالـی داری وقـتـی کـه ایـن هـمـه "دوسـتـت دارَم " ؟ . . .
از یاد رفته...
آرام باش ،ما تا همیشه مال همیم ، همیشه عاشق و یار همیم آرام باش عشق من ، تو تا ابد در قلبمی ، تو همه ی وجودمی بیا در آغوشم ، جایی که همیشه آرزویش را داشتی ، جایی که برایت سرچشمه آرامش است آغوشم را باز کرده ام برایت ، تشنه ام برای بوسیدن لبهایت بگذار لبهایت را بر روی لبانم ، حرفی نمیزنم تا سکوت باشد بین من و تو و قلب مهربانت خیره به چشمان تو ، پلک نمیزنم تا لحظه ای از دست نرود تصویر نگاه زیبای تو دستم درون دستهایت ، یک لحظه رها نمیشود تا نرود حتی یک ذره از گرمای دستان لطیف تو محکم فشرده ام تو را در آغوشم ، آرزو میکنم لحظه مرگم همینجا باشد ، همین آغوش مهربانت چه گرمایی دارد تنت عشق من ، رها نمیکنم تو را تا همیشه باشی در کنار قلب من قلب تو میتپد و قلب من با تپشهای قلبت شاد است ، هر تپشش فریاد عشق و پر از نیاز است آرامم ، میدانم اینک کجا هستم ، همانجایی که همیشه آرزویش را داشتم ،همانجایی که انتظارش را میکشیدم و هر زمان خوابش را میدیدم آن خواب برایم یک رویای شیرین بود.... در آغوش عشق ، بی خیال همه چیز ، نه میدانم زمان چگونه میگذرد و نه میدانم در چه حالی ام تنها
از یاد رفته...
بــیا و معجــزه کن ... آغوشت که باشد غــروب هــای دلـــگیــرِ پــاییــز هم دلـچــسب مــی شود ایــن روزهـا آرزوی پنهـــانی ام هــمیــن است یک شـبی همـــه ی خــودم را در آغـــوشــت پـــیــدا کـــــنم !! من هــم گـــاهی آغــوش میخواهـــم دل کـه ایـــن چــیزهــا حــالیــش نیست نــبودنت نــداشتنت دلـــم آغوشت را میخواهـــد بــرای هــمیشـــه ...
از یاد رفته...
نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچیک از مردم این آبادی... به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم می گذرد، آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند... لحظه ها عریانند. به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز
از یاد رفته...
به که پیغام دهم ؟ به شباهنگ که شب مانده به راه ؟ یا به اندوه کلاغان سیاه ، به پرستو که سفر میکند از سردی فصل ؟ یا به مرغان نکو چیده شهر ؟ به که پیغام دهم که به یادت هستم ؟
از یاد رفته...
هدفم بود که هرگز نشوم عاشق کس / چون که رخسار تو دیدم ، هدفم سخت شکست
ßάßάk яєzάiє
توسط موبایل در
Im in love
اسمش از موبايلت پاك مي شه.از فيس بوكت بلاك مي شه..مسيجاش ديليت مي شه..به دوستات ميگي حق ندارين جلوم اسمشو بيارين.به خودت تلقين مي كني خيلي هپي مپي هستي........اما..با جاي خاليش تو قلبت چيكار مي كني.با اين همه تشابه اسمي چيكار مي كني..با اهنگايي كه باهاش گوش ميكردي چيكار مي كني..وقتي غذايي كه دوس داره رو مي خوري و يادت ميادش چيكار مي كني...وقتي ازت سراغشو مي گيرن چيكار مي كني...وقتي تيكه كلامشو مي شنوي چيكار مي كني؟؟؟؟؟؟
ßάßάk яєzάiє
توسط موبایل در
Im in love
یه پسرایی هستن که . . .صدای خنده هاشون تو خیابون میپیچه شلواراشون نه خیلی براشون بزرگهنه خیلی کوچیک ابروهاشون فابریک خودشونه همونایی که نه لکسوز دارن نه کمـری...اما مـرام دارن چشمشون همه جا کار نمی کنه و دنبال موی بلوند و چشم آبی نیست پسرایی که موزیکـ های خارجی رو بدون معنی کردن حفظ نمیکنن پُــــز نمیـــــــدن پاتوق شون مهمونی و شیشه و انواع مشروبی جات نیستآره رفیـق . . .اونایی که تکیه کلامشون معرفته بی ریا، با خدا، مهـربون و با مسئولیتن آدم میتــونه بهشون تکیه کنیکنارشـون آرامش داریکنـارش باشی یا نباشی حواسش به بقیه دخترا نیستو آدم ها رو مثل هـم نمی بینناین جور پسرا خیلی مـردنخیلی تکن، خیلی خاصن ...اگـﮧ همچین کسی رو دارین اذیتش نکنینازش ایراد نگیرین، تــرکش نکنین...خیلی شوخن و جنگولکـ بازی در میـارنولی احساس شون قویهآه که بکشن خدا دنیا رو واسشون زیرو رو میکنه
از یاد رفته...
گویا بعضیا از اینکه من پست میزارم حرصشون میگیره؟ یا اینکه به مزاجشون نمی چسبه؟یا هر چیز دیگه .... ولی باید بگم به کسی ربط نداره که کی چقدر چی بنویسه هیچ جای سایت هم نگفته که پست ارسال نکنید و فقط پیام خصوصی و دیدگاه برا هم بنویسید و سر هم رو شیره بمالید .... هر کی ناراحت و ناراضیه خب نخونه و نیاد اون مشکل خودشه نه دیگرون
از یاد رفته...
نمیدونم چرا.... نمـے בونـــم چه رمـــــزيه لامــــصب بعضـــ-ـــيا بــﮧ اבҐ مـــيگـטּ "عزيزم" انگار فحــــــش בاבטּ ولي بعــــــضيا هــــــستـטּ بــﮧ آدم مـــــيگـטּ "ديــــ√ـوونـﮧ " انگار בنــــــيا رو بــﮧ اבҐ בاבטּ....