دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در مشاعره

شکستن صف من کار بی صفایان نیست / که شهریارم و صاحبدلان سپاه منست

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

یوسف من دردسر بسیار دارد اعتبار / با عزیزی بر نمی آیی همان در چاه باش

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

نه چنان گناهکارم که به دشمنم سپاری / تو به دست خویش فرمای اگرم کنی عذابی

این ارسال را بازنشر کرده است.
الينا
الينا
در مشاعره

داستان عشق را بازيگران ديگر شدند / حاليا اين قصه را شيرين توئي فرهاد من

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

درد دل پیش که گویم که بجز باد صبا / کس ندانم که در آن کوی مجالی دارد

الينا
الينا
در مشاعره

تا چند كني قصه اسكندر و دارا / ده روزه عمر اين همه افسانه ندارد

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

ای که شمشیر جفا بر سر ما آخته ای / صلح کردیم که ما را سر پیکار تو نیست

الينا
الينا
در مشاعره

يا كه غبار پات را نور دو ديده مي كنم / يا به دو ديده مي نهم پاي تو نور ديده را

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

ندانمت به حقیقت که در جهان به چه مانی / جهان و هرچه در او هست صورتند و تو جانی

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

تو را که دیده ز خواب و خمار باز نباشد / ریاضت من شب تا سحر نشسته ندانی

Andishgar
Andishgar
در مشاعره

مولای ما نمونه دیگر نداشته است . . . اعجاز خلقت است و برابر نداشته است

این ارسال را بازنشر کرده است.
motefavet
motefavet
در مشاعره

من آسمان پر از ابرهای دلگیرم / اگر تو دلخوری از من ، من از خودم سیرم / من آن طبیب زمینگیر زار و بیمارم / که هر چه زهر به خود می دهم نمی میرم

Andishgar
Andishgar
در مشاعره

تو دوری از برم دل در برم نی . . . هوای دیگری اندر سرم نی . . . به جان دلبرم کز هر دو عالم . . . تمنای دگر جز دلبرم نی

Andishgar
Andishgar
در مشاعره

دانی که را سزد صفت پاکی . . . آن کاو وجود پاک نیالاید

این ارسال را بازنشر کرده است.
Andishgar
Andishgar
در مشاعره

هوای دخترکی را برادرش دارد . . . که خیره خیره نگاهی به مادرش دارد