دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادداشت های روزانه دنبالریا . . .
گاهی که گم می کنمت ؛ می بینم جایی در میان روز مرگی هایم ؛ خاک می خوری . . .

از روز هایتان بنویسید . . .

جزئیات گروه

شناسه 228
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 3691 پست
عضو 353 کاربر
طرفدار 40 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 78
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 62
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 29

کاربران گروه

(351 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

روزنوشت
شناسه‌: 228 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
گـلـپــری
گـلـپــری

در عـرض سـی ثـانـیـ ِه دوبـار مـاشـیـن ُ خـامـوش کـردم اصـن آبـروم رفـت ........ هـول شـده بـودم خُ

آناهیتا
آناهیتا

امروز عالی بود.دیدن مقبره کوروش و بازمانده کاخ های کوروش...

الهه
الهه

دو تا جمله, فقط دو تا جمله گفت ک دیدم آآآآآآآآآآآآآآ چ خوب منو شناخته. واسه همینه شاید خیلی سال ِ دوستیم...

: )  اَمـــَد
710_8Af52Shm.jpg : ) اَمـــَد

یادش بخیر ... بچه تر که بودم ، اون دور ، دورا هنوز یادم ِ ... تا حرف از آشپزی میشد ، همیشه دستپخت ِ مامانم ، تک ِ تک بود ...پیش خودم میگفت چه کار سختی یه پس ! این روزا دیگه غذا درست کردن که چیزی نیست ، شیرینی و کیک هم یاد گرفتم درست کنم ... : )! اما همیشه دلم واسه اون دستای ِ قشنگت که بوی ِ زندگی میده و من ازش دورم همیشه تنگ ِ میشه .... اعتراف میکنم هیچ وقت نمی تونم ب ِ خوشمزگی تو غذا درست کنم ... دلم برات خیلی تنگ شده . ب ِ قول سجادی کیلی ... قدر ِ رو بدونید که الان بهش نزدیکین . دور که بشین تازه مزه میکنین دلتنگی چقدر مزخرف ِ ... مخاطب خاص یعنی که همیشه چشمش ب ِ راه که زودی برگردی پیشش... !

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
الهه
الهه

چند سال پیش موقع مطالعه جایی در انتهای یه متنی نوشته بودن: ... آدم های خطرناکی هستن. و من ناراحت شده بودم اون موقع.

: )  اَمـــَد
: ) اَمـــَد

امروز ی ِ روز خوب بود : ) مث ِ هر روز ساعت 5:30 خود ب ِ خود بیدار شدم این از اثرات خدمت 4 سال پیش ِ ... خلاصه با آرامش کامل بعد از ی ِ سری کار متفرقه شروع به شستن ظرفا دیشبم کردم ب ِ کمک که ازش خیلی راض ام بعدش اومدم سفره رو چیدم جاتون خالی روغن زرد با پنیر قبلش هم ی ِ چایی دبش بعد هم بلند شدم لباس خوشگلا رو پوشیدم رفتم ب ِ سمت حرم ... حرم خیلی خلوت بود ... جاتون خالی اینم عکساش . بعدش رفتم خونه دوستم ، مودم رو واسش تنظیماتش رو ردیف کردم . یکم هم آموزش به دختر کوچولو خوبش که دفعه پیش عجله کرد چایی رو ریخت یکم آموزش اینترنت بعدش اومدم اینجا دیگه . و چون امروز ی ِ روز خوب بود تصمیم گرفت به دوستام هر کدوم ی ِ خطاب همینجوری متنی بدم . هر کی میخواهد ناراحت بشه اعلام کنه دو تا واسش بفرستم . همین

گـلـپــری
گـلـپــری

جـمـعـ ِه ایـرانـی ایـن هـفـتـ َه رو یـادم رفـت بـشـنـوم !

آفرینش
آفرینش
توسط موبایل در روزنوشت

خدای من هم اتاقیم شب و روز سرش تو کتابه!الان اومده به من میگه چرا امروز اینقد خرخون شدی؟! حالا خرخونی منو نیگا؛داشتم تمرینای رو حل میکردم

الهه
الهه

واسه پیامک فرستادم...

گـلـپــری
گـلـپــری

آلزایمر نداره ولی من ُ با پروین اشتباه می گیره!

گـلـپــری
گـلـپــری

از زمـیـن و آسـمـون ، پـیـشـی و کـلـاغ و بـرگ و هـلـیکـوپـتـر بـ ِه نـاهـارت حـمـلـ ِه ور نشـن صـلـوات

الهه
الهه

سرم درد می کنه. دلم می خواد بیست و چار ساعت فقط چایی بخورم...

گـلـپــری
گـلـپــری
توسط موبایل در روزنوشت

بلواركشاورز خيلي دوست دارم. مخصوصا تو پاييز. مخصوصا وقتي توش قدم ميزنم. شده حتي دو سه دور رفت و برگشت.

گـلـپــری
گـلـپــری
توسط موبایل در روزنوشت

امروز، يعنى همون ديروز، ي خانمه بود دو تا نينيش رو قورت داده بود. خيليم خوشحال بود. تازه بهم گفت يكيش دخي يكيش پسر. ازم خواس دعا كنم اول پسره ب دنيا بياد

°o.O پــاک30مــا O.o°
°o.O پــاک30مــا O.o°

آخر ِشبا ،ذهنم خود به خود مشغول میشه.مشغول همه چیز ...حتی ممکن به کوچیکترین چیزای که تو روز دیدم کنم..

این ارسال را بازنشر کرده است.