دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادداشت های روزانه دنبالریا . . .
گاهی که گم می کنمت ؛ می بینم جایی در میان روز مرگی هایم ؛ خاک می خوری . . .

از روز هایتان بنویسید . . .

جزئیات گروه

شناسه 228
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 3691 پست
عضو 353 کاربر
طرفدار 40 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 78
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 62
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 29

کاربران گروه

(351 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

روزنوشت
شناسه‌: 228 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
الهه
الهه

همین الان داداشم پاشده رفته نوشابه بخره. چون هوس کرده حالا اگه من هوس می کردم اینجا می ترکیدم عمرن شصت پاشم تکون نمی داد

... وَحیـــــد __
... وَحیـــــد __

سرما خوردم ... دکتر میگه باید استراحت کنی

گـلـپــری
گـلـپــری

گـلـپـری هـستـم یـ ِه مـسـافـر

: )  اَمـــَد
: ) اَمـــَد

امروز صبح واسه تمدید دفترچه بیمه کوچولو ، فرشته عمو رفته بودیم تامین اجتماعی . بعد از دو بار پاسکاری ، بعضی از این منشی های به قول خودشون همه کاره ... بالاخره قضیه به اینجا ختم شد ، که تو اداره اصلی منشی دوم برگشت گفت : آقا این دفترچه دیروز صادر شده ، همکارمون تو اون شعبه اشتباه کرده ، شما رو فرستاده اینجا ... همونجا داغ کردم : ) برگشتم گفتم : خانم محترم اشتباه همکار شما یعنی نیم ساعت دوباره من تو این شلوغی به عقب برگردم ... دست این دخترم الان شکسته است ، من این دفترچه رو الان میخوام ... : ) . سعید بابای مهدیه اومد پیشم میگه آروم باش مهدیه که الان حالش خوبه دفترچه رو واسه فردا لازم میشه که گچ دستش رو وا کنیم : ) اما خانم منشی رفت و بالاخره دفترچه جدید رو آماده کرد ،ازشون گرفتیم و برگشتیم ... تو راه همش با خودم فکر میکردم چقدر خوب ِ آدم ، همیشه مراقب ِ عزیزانش باشه ، اما حیف که بعضی وقتا نمیشه ... !

این ارسال را بازنشر کرده است.
باران بهاری
باران بهاری

امروز تو یه مجله مصاحبۀ یه آقائی رو خوندم که شغلش بود...

این ارسال را بازنشر کرده است.
باران بهاری
باران بهاری

امروز لباس فرمشون آماده شد و از فردا همه باید با لباس فرم برَن مدرسه ...

گـلـپــری
DSC00080.jpg گـلـپــری

دارم میام پیشت جاده چه همواره هوا چقد بویِ عطر تو رو داره ......

گـلـپــری
گـلـپــری

واقعا این انگیزه ای که من تو این چند روز برای بیدار شدن اونم صبح زود دارم هیشکی نداره بالاخره امروز تموم شد کاردستیام

الهه
الهه

امروز بهش گفتم: اسمت چیه؟ گفت: من 3 تا اسم دارم. بن تِن و پاندای کنگفو کار و ماهان

باران بهاری
باران بهاری

یه وقتائی زمانی که می تونم برای یه کار اختصاص بدم از حد تصور دیگران کمتره ولی به نظرم لزومی نداره بیشتر بشه و ـی بیشتر شدن زمانش می ره رو اعصاب...

الهه
الهه

خیلی پکرم

nimino
123841.jpg nimino

امروز ظهر ، حیاط دانشکده ، انگشتای زهرا خلمون

گـلـپــری
گـلـپــری

دقیقا وقتایی که باید غرق استرس شم میتونم بخندم و کلی هیجان مثبت داشته باشم دقیقا مثل روزهای امتحان و یا حتی لاان که بلیط برای برگشت ممکنه نداشته باشم ولی در کمال شادی و نشاط با نیشی که تا بناگوش بازه دارم انار میخورم و با دوستام حرف میزنم و دنبالر بازی می کنم

مانی
مانی

مي دونم و فراموشم نمي كني مي دونم مي دونم هستي مي دونم

amirhosein
amirhosein

صبحی حالم روبراه نبود ... رفتم سرکار دیدم صدای وحشتناکی بلند شد پریدم بیرون دیدم یکی از کارگرها را برق گرفته تا اومدم بیام بالای سرش دیدم به کل نابود شد و فوت کرد ... اصلا روحیم روبراه نیست ... از دیشب دارم فقط بد میارم .... خدا آخر عاقبتم را بخیر بکنه