دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادداشت های روزانه دنبالریا . . .
گاهی که گم می کنمت ؛ می بینم جایی در میان روز مرگی هایم ؛ خاک می خوری . . .

از روز هایتان بنویسید . . .

جزئیات گروه

شناسه 228
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 3691 پست
عضو 353 کاربر
طرفدار 40 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 78
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 62
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 29

کاربران گروه

(351 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

روزنوشت
شناسه‌: 228 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
°o.O پــاک30مــا O.o°
°o.O پــاک30مــا O.o°

3شب پشت سر هم 3 جای مختلف دعوت بودم هر 3 شب شام بود

گـلـپــری
گـلـپــری
توسط موبایل در روزنوشت

از صبح زود تا ظهر احساس دستگاه ژله ساز رو داشتم ك همچنان ادامه داره بعد از ظهر هم احساس دستگاه آبليمو گير رو داشتم ك خداروشكر اون تموم شد

amirhosein
amirhosein

رفتم یک مجلس خودمونی خوب با سطل تمبک میزدیم و چند نفر هم میرقصیدن آقا کلی شاد شدیم

پــــــو Jــ▼ـــہ
پــــــو Jــ▼ـــہ

و چنین گفت استادمون♥ امروز : اگه میخوای شاد باشی ، به پایین تر از خودت نگاه کن ... و اگه میخوای پیشرفت کنی ، به بالاتر از خودت ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
amirhosein
amirhosein

رفتم کارواش ماشینم را شستم انقدر خوشگل شده دلم نمیاد سوارش بشم

amirhosein
amirhosein

بعد از 13 مکان جشن ساعت 11:43 است که آمدم خونه ... عید همه عزیز مبارک ...

الهه
الهه

انگشتری ک واسه عید غدیر برای مادرم خریدیم من وامیر به مادرم دادیم الان اینقده خوشحال شد حد نداشت

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
احسان | dark knight
احسان | dark knight

چه شب عاشقانه ای برای خودم تو دلم راه انداختم...

reza (تخسِ دنبالر)
reza (تخسِ دنبالر)

امروز داشتیم با رفیقم میرفتیم که تو کوچشون چن نفر داشتن دعوا میکردن مثه این که یه مرده که سنشم خیلی زیاد بود چشش پیش زن یه پسرِ بودِ پسرِ هم فهمید قضیه رو مردِ رو گرفت زیر مشت و لگد خلاصه من با دعوا یه 4 متری فاصله داشتم ولی هرکی رد میشد از من میپرسید چی شده منم گفتم دعوا شده آخه یکی نیست بگه مگه من صاحب دعوام

احسان | dark knight
احسان | dark knight

از بیمارستان بر میگشتیم خونه پسر عموم CD سلکشنشو داد گفت بیا اصن ببرش...

الهه
الهه

اون خالم ک تهران ِ sms داده ب مادرم : خداوندا ب حق شاه ِ مردان / مرا محتاج نامردان مگردان. عید شما مبارک الان ما نامرداییم؟ اونا محتاجن؟ جریان چیه واقعن من ترکیدم از خنده

گـلـپــری
گـلـپــری

فـردا دو تـا از ژلـ ِه هـام تـقـلـبـیـَن از رو ژلـ ِه هـایـی کـ ِه اون شـب یـاسـی بـرام درسـت کـرده بـود مـی خـوام درسـت کـنم

الهه
الهه

من عرضی ندارم اما واقعن کی فک می کرد جای الی ب من بگن این حرفو؟ هوم؟ من هنگم الان

گـلـپــری
DSC00104.jpg گـلـپــری

در نـظـر بـگـیـریـم کـ ِه فـردا از ایـن سـیـنـی کـلـی ژلـ ِه قـراره سـاخـتـ ِه شـ ِه

گـلـپــری
گـلـپــری

کـل بـرنـامـ ِه ی ِ امـروز تـحـت الشـعـاع بـرنـامـ ِه ی ِ فـردا قـرار گـرفـت . . .بـرای داداش جـان تـولـد نـشـد بـگـیـریـم ولـی سـاعـات خـوبـی گـذرونـدیم