دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادداشت های روزانه دنبالریا . . .
گاهی که گم می کنمت ؛ می بینم جایی در میان روز مرگی هایم ؛ خاک می خوری . . .

از روز هایتان بنویسید . . .

جزئیات گروه

شناسه 228
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 3691 پست
عضو 353 کاربر
طرفدار 40 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 78
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 62
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 29

کاربران گروه

(351 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

روزنوشت
شناسه‌: 228 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ

/من بدجوری دلم واسه بچگیام تنگ شده!!/

۩۞۩وحید۩۞۩
7087830551.jpg ۩۞۩وحید۩۞۩

خدایـا ممنونم ازت بابت خیلی چیزا یه چیزایی که زیاد بهش فکر نمیکنیم مثلاً به بیمارستان هایی که پر از مریض هستو ما جزوه اونا نیستیم مثلاً به اینکه چشم بینا داریمو میتونیم لبخند مادر و پدرو ببینیم مثلاً به همین خونه ایی که میدونیم فردا هم هست و آواره ی خیابونا نمیشیم مثلاً به اینکه صبح و ظهر و شب سیر از پای سفره بلند شدیم خدایا ازین مثلاً ها خیـلی زیاده خیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی خدایا بی انصافیه منو ببخش اگر گاهی … . شــــــــــــــکرتــــــــــــــ خدایــــــــــا شکرت شکرت …!!!!!!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه

من فردا صبح امتحان دارم و خیلی خونسرد اصلن امروز لای جزوه رو بازم نکردم!

الـ ـ ـ هـه
الـ ـ ـ هـه

دوستان عزیز دیگ عمرا اگه بشه شام امشبم پیچوند.....و من و دینا الان باید بریم خونه داییم.....تا اخر شب خدافظ........گریه نکنید تر خدا من طاقت دیدن اشکاتونو ندارم

این ارسال را بازنشر کرده است.
آفرینش
آفرینش
توسط موبایل در روزنوشت

امروز یه ذره حالم خوش نبود ناهارم زیاد نخوردم الانم داداشم بستنی 'که هیچوقت ازش نمیگذرم' آورد گفتم نمی خوام/داداشم رفت و با یه کاغذ و قلم برگشته میگه؛بیا بنویس که رو به موتی،هیچی دیگه منم نوشتمولی خیلی باحاله وصیت نوشتن

عاطفه..!
عاطفه..!

بچه ها؟ این ترم وصایای امام برداشتم ساعتش ُ زده 14:15 تا 17:15 کسایی که ورداشتن میشه جواب بدن! این درس 3 ساعت ِ واقعا؟

reza (تخسِ دنبالر)
reza (تخسِ دنبالر)

دیروز یکی از این دو جنسه ها داشت تو راه میرفت ابرو برداشته بود موهاشو بسته بود درمورد بقیه چیزها هم نحرفم بهتره فقط اینو بگم که تو خیابون همه مردم از جمله دختر یا پسر اینطوری نگاش میکردن یه پیرزنه دیده میگه استغفرالله ولی خداییش عجب چیزی بود

reza (تخسِ دنبالر)
reza (تخسِ دنبالر)

با یه داشتم چت میکردم قرار شد امروز برم ببینمش و رفتم. پشیمون شدم با نیم کیلو و مکتش داشت واسه من قیافه میگرفت.بنده هم خیلی زیبا گفتم خوش گلدین

✔   مــریم خانوم
✔ مــریم خانوم

غصــــــــه داریمــان /

این ارسال را بازنشر کرده است.
عاطفه..!
عاطفه..!

باز من یه کابوس دیدم و تبخال زدم ):

زهره
زهره

راهی غـــــــــــربم و دلم شــــــــرقی ترین هوا رو داره!

الهه
الهه

گوش میدم. آهنگای ِ روزای خوب/روزای بد... یاد روزای بچگی. اون موقعایی ک وقتی این دوتا با هم می خوندن فک می کردم دو تا همخوان ِ زن داره این گروه...

الهه
الهه

امروز ازون روزای خوب بود. ازون روزای خوب ِ دو نفره

Amirhossein♫♪♫
Amirhossein♫♪♫

همـه چــی تـو یـه روزِ