دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادداشت های روزانه دنبالریا . . .
گاهی که گم می کنمت ؛ می بینم جایی در میان روز مرگی هایم ؛ خاک می خوری . . .

از روز هایتان بنویسید . . .

جزئیات گروه

شناسه 228
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 3691 پست
عضو 353 کاربر
طرفدار 40 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 78
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 62
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 29

کاربران گروه

(351 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

روزنوشت
شناسه‌: 228 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
reza (تخسِ دنبالر)
reza (تخسِ دنبالر)

داشتم میخوردم وای چه حالی داد

باران بهاری
باران بهاری

به مامانم گفته بودم اگه یه روز مُردَم برام آش رشته خیرات بِدَن ...دارم فکر می کنم باقلوا هم بد نیستا! ... فکر کنم روحم خیلی شاد بشه

فردایی دیگر
فردایی دیگر
توسط موبایل در روزنوشت

یک ساعت پیش،یه مثنوی معنوی دو جلدی ن[!] ،براساس صحیح ترین متن نسخه قونیه 677 هدیه گرفتم..این مثنوی واقعا عالیه .

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖

هارا خَرج نمیکنم جُز برای ..!.......#پِدر .. ..

و 3 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آفرینش
آفرینش
توسط موبایل در روزنوشت

یکی از اتفاقایی که هر روز بعد از خواب عصر بابام می افته؛ برخوردش با لیوانیه که جلو پاشه و آنگاه صدای دادش که این لیوان اینجا چیکار میکنه؟

الهــــ ه
الهــــ ه

رفتم كتاب بخرم ، سه تا اسم رو كاغذ بود كه هر سه تاشم نگين خانوم @آلبالو خانومیツ گفته بود ، به آقاي كتاب فروش مهربون ميگم اينارو دارين ؟ ميگه همشو داريم ، خودتون كتابارو انتخاب كردين ؟ گفتم نه دوستم بهم پيشنهاد داده ، گفت دوستتون از اون كتاب خوناس كه سليقه ش محشره !!

این ارسال را بازنشر کرده است.
باران بهاری
باران بهاری

جلسه شون تو ماه رمضون تعطیله ؛ آخرین جمعه قبل ماه رمضون به همه یه بسته خرما می دن ...

باران بهاری
باران بهاری

چند وقته همه کارامُ دقیقه 90 انجام میدم و اصلا هم دلم شور نمی زنه . . .

الهه
الهه

امروز اولین جلسه من و الهه برای آفتاب گرفتن بود... تنها چیزی که خیلی تو ذوقم خورد این بود: آقایون در هر رده ی سنی, بسیار شیک و مجلسی با یه مایو " که چه عرض کنم! " کنار ساحل برا خودشون خیلی خجسته تردد می کردن, اما خانوما که مام در بینشون بودیم از پارکینگ تا خود طرح یه مسافت بیست دقیقه ای باید طی می کردیم. تازه وقتیم رسیدیم طرح متوجه شدیم ب علت ساخت و ساز و دید زیاد طرح رو بستن و کلن امسال برپا هم نمیشه, مجبور شدیم بریم ساحل قو که دقیقن اندازش یک دهم ِ طرح ساحل کاسپین ِ...

✔   مــریم خانوم
✔ مــریم خانوم

این روزا کاراش خیلی فشرده اس همش باید تنها باشم

الـ ـ ـ هـه
الـ ـ ـ هـه

دوستان عزیز...خیلی خوشحال شدم دیدمتون ........بازم از این کارا میکنم...خونه ی خودمونه.....من دارم گو میشم بیرون....تا فردا بای...................

دینا
دینا

تو مسابقه عکاسی شرکت کردم

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖

پروفمو تکوندم

الهه
الهه

من از امروز تمام ِ سعیمو می کنم دیگه تو جمع کلمه های چیز دار استفاده نکنم و اینکه غیبت کسیم نکنم. هرچند امروز به عنوان روز اول همه مسخره م کردن! اما خب کار نشد نداره...

الهه
الهه

امروز ک رفتم پیراهن رو از اتوشویی بگیرم, صاحب اتوشویی جلو مشتریاش گفت: خانوم ِ ... دستت واقعن درد نکنه بابت لباسایی ک می دوزی. خیلی تمیز می دوزی. من اینقده ذوق زده شدم و احساس خوبی بهم دست داد که نگو