دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادداشت های روزانه دنبالریا . . .
گاهی که گم می کنمت ؛ می بینم جایی در میان روز مرگی هایم ؛ خاک می خوری . . .

از روز هایتان بنویسید . . .

جزئیات گروه

شناسه 228
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 3691 پست
عضو 353 کاربر
طرفدار 40 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 78
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 62
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 29

کاربران گروه

(351 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

روزنوشت
شناسه‌: 228 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
♥هامون♥
♥هامون♥

ساعتِ ۵ِ صبح یه زنگ زد بم میگم. بله بفرمایید .میگه شما ..منم گفتم جونِ مادرت زنگ نزن دارم می‌خوابم

♥۩۩ Fatemeh ۩۩♥
♥۩۩ Fatemeh ۩۩♥
توسط موبایل در روزنوشت

مامانم اومده ميگه به جاي اينکه تا سحر بري فيسبوک و دنبالر برو نماز شب بخون . . . من 1دقيقه براي اين سخن فصيحانه سکوت ميکنم

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Saman..!
Saman..!

امروز یعنی همین دیشب یک مراسمی برای بچه بهزیستی های عزیز گرفتیم مثل هر سال به مهمونیِ خدا دعوتشون کردیم . . .

عاطفه..!
عاطفه..!

مامانم از توی هال پیامک داده بیا میخوام چای و بیسکوییت مهمون ِت کنم

✔   مــریم خانوم
525732_214279475385444_536012283_n.jpg ✔ مــریم خانوم

شب , از مـــآه رمضان ـــی ک بــآ همیـــم . . . / @๖ۣۜรнαz∂є α∂яιαη

✿ ارکیده آبی قرينِ آرشܓ✿
48493.jpg ✿ ارکیده آبی قرينِ آرشܓ✿

فکر میکنیم ... که به داشتیم ... بخاطر شده ... امروز ... وقتی وارد اتاق مادرم شدم ... روی تخت کناری بود ... که خیلی شبیه که سال پیش فوت شده بود ... شبیه روزهای آخر ... همون روزهایی که از چشمهای ما شدنی نبود ... با دیدنش ... انگار یه زیادی از خوب و بد ... خاطرات وقتی که کنارمون بود ... تو جای گرفت ... با از اتاق بیرون ... # نفس کم آورده بود ... خیلی شدم ... یه که متوجه حال بدم شده بود اومد و پرسید ... " حالت خوبه عزیزم؟ " ... و من فقط تونستم بگم ... ... فقط داشتم زیر ... میشدم ... هنوزم است ... بعد سال ... هی ... " اُرکـــــــــــــــــیده "

عاطفه..!
عاطفه..!

مامان واسم پول ریخت اون کلاسایی که تابستون میخوام برم ُ ثبت نام کنم،نتونستم جلو خودم ُ بگیرم پول ِ دو تا از کلاسام ُ الان کتاب سفارش دادم

✿ ارکیده آبی قرينِ آرشܓ✿
munchausen-4.jpg ✿ ارکیده آبی قرينِ آرشܓ✿

روز اول ماه ... تو گذشت ... جایی که از روزه نداشت ... همه انقدر داشتن ... که موقع صرف ... از ... وقت بخاطر خوردن غذا جلوی نداشتن ... ... رو شکر کردم ... گرفتن نعمت بزرگیه ... سَلامتی ای که ... خداوند با تمام بهمون بخشیده ... " اُرکــــــــــــــــــــیده "

این ارسال را بازنشر کرده است.
❤ ●•• ☂ ••● ❤
❤ ●•• ☂ ••● ❤

یادش بخیر....قبلا این وقت داشتم سریال "خانه به دوش" رو نگاه میکردم

عاطفه..!
عاطفه..!

اصلا از سریال های ماه رمضون خوشم نمیاد زیادی نکته اخلاقی توش جا میکنن همه سریال میشه باید و نباید!

آفرینش
آفرینش
توسط موبایل در روزنوشت

عصری داداشم فرستادم بقالی یا همون سوپرمارکت رفت و با یه دوغ نصفه و قیافه ای نادم و عصبی برگشت و فرمود؛ بخدا عمدا نخوردم خیلی گرم بود تشنم شد یادم نبود نصف دوغ خوردم منم گفتم؛نوش جونت

آناهیتا
images.jpg آناهیتا

خلاصه ماه عسل.شب اول.1392.4.19 اول ماه رمضان... با اجرای احسان علیخانی

۩۞۩وحید۩۞۩
61-Kebab Torsh.JPG ۩۞۩وحید۩۞۩

در حال کباب درست کردنم واسه بعد افطاری "کمتر از نیم ساعت دیگر افطاری"

آناهیتا
آناهیتا

امسال با اجرای خود احسان علی خانی...برنامه ای که چند سال بدون وقفه نگاش میکنم.مهمان هاش واقعا خاص هست...

عاطفه..!
عاطفه..!

من گشنه م که میشه باید دست و پام ُ ببندن رفتم سفارش اینترنتی دادم از یزد 5 لوز و کیک باقلوایی بیارن ( :