دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادداشت های روزانه دنبالریا . . .
گاهی که گم می کنمت ؛ می بینم جایی در میان روز مرگی هایم ؛ خاک می خوری . . .

از روز هایتان بنویسید . . .

جزئیات گروه

شناسه 228
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 3691 پست
عضو 353 کاربر
طرفدار 40 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 78
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 62
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 29

کاربران گروه

(351 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

روزنوشت
شناسه‌: 228 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
الـ ـ ـ هـه
الـ ـ ـ هـه

امروز خبر دادن که قراره بعد از ماه رمضون بریم مشهد..........تر خدا دعا کنید عملی بشه چون با یه آدمای باحالی قراره بریم....

این ارسال را بازنشر کرده است.
paria ✗
paria ✗

بی خــوابی و درد تنــهام نمیـذارن....

paria ✗
paria ✗

خَستـَـــه ام ،انگاری که کـوه کنده باشم.... ولی فقط فکر و خیال بوده !

گـلـپــری
گـلـپــری

واقـعـا ً بـاورم نـمـیشـ ِه سـالگـرد ازدواج ِ نـیـلـوفـر و احـسـان شـده ، خـیـلـی زود گـذشـت . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
°o.O پــاک30مــا O.o°
°o.O پــاک30مــا O.o°

امروز واسه پيدا کردن يه مطلبی (تو وبلاگ) ، کلی دچار ِ خود آرشيو خوانی شدم ! ... همين جوری که خودِ چند سال پيشمو نگاه می کردم ، کلی خنده م گرفت ... عين ِ اين عکسای قديمی که آدم وقتی خودشو می بينه تو دلش می گه : اَه ... اون وقتا چه قيافه ای بوديما !

الهه
الهه

امشب ب نشانه ی اعتراض سحر نمی خورم " البته همه خوابن بخوام بخورمم کسی نمی فهمه " شاید مادرم درک کنه من قورمه سبزی دوس ندارم : |

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
عاطفه..!
عاطفه..!

فردا خیـــلی زیاد روز ِ شلوغی دارم....

عاطفه..!
عاطفه..!

دارم فیلم ِ رو دانلود میکنم یه گیگ و 650 مگ ِ حجمش

الهه
الهه

نشستم متن چتای خیلی قدیمیمو خوندم... متن چتایی ک با دوستام داشتم. حتی کسایی ک اینجا بودن یه موقعی.

parnian
parnian
توسط موبایل در روزنوشت

امروز به این مساله پی بردم چقدر خوبه آدم بتونه حرف دلشو بزنه بعصی وقتا البته نه اکثرمواقع سکوت به ضررت تموم میشه یجورایی نادیده میگیرنت..یادشون میره که توهم هستی یه جاهایی حقت زیزپاگذاشته میشه. خوشحالم که حرفام بهتره بگم کارساز بود...برای اولین بار!

عاطفه..!
عاطفه..!

موهام ُ میخوام رنگ کنم نمیدونم چه رنگی ):

این ارسال را بازنشر کرده است.
سمیـــــــــــرا
سمیـــــــــــرا
توسط موبایل در روزنوشت

سر بالایی کوهو دارم طی میکنم.تقریبا اخراشم.نفسم دیگه بالا نمیاد.اذوقه راهم تموم شده.کفشم پاره شده.چوب دستیم ترک برداشته... بدتر از همه ی اینا نمیدونم اونور این کوه چی در انتظارمه ... رود؟جنگله؟ صحرائه؟بیابونه؟ از کجا معلوم که نوک قله ی کوه آتشفشان نباشه؟ چقدر بلاتکلیفی و انتظار توی هوای مه آلود سخته.

paria ✗
paria ✗

حسودی خوب نیست ولی گاهی به ادم سر میزنه...!

paria ✗
paria ✗

از سِـرُم و اینا متنفرم... از فشارِ پایین متنفرم....

سمیـــــــــــرا
سمیـــــــــــرا
توسط موبایل در روزنوشت

خون انگشت بابا بند نیومد رفتیم بیمارستان.من رو یه تخت خوابیده بودم serom تو دستم ، بابا هم اونور نشسه بود داشتن دستشو بخیه میکردن.حالم اصن خوب نیس :‏(‏