دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادداشت های روزانه دنبالریا . . .
گاهی که گم می کنمت ؛ می بینم جایی در میان روز مرگی هایم ؛ خاک می خوری . . .

از روز هایتان بنویسید . . .

جزئیات گروه

شناسه 228
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 3691 پست
عضو 353 کاربر
طرفدار 40 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 78
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 62
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 29

کاربران گروه

(351 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

روزنوشت
شناسه‌: 228 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آناهیتا
آناهیتا
توسط موبایل در روزنوشت

خودم عاشق کاشانم ولی قسمت نشده برم ولی انگار همزادم الان تو کاشان پیدا شده

مطهره ورژن ِ پسرونه : )
مطهره ورژن ِ پسرونه : )

الان به شخصیتم بر خورده....برگشته میگه مطهره خیلی دختر خوبیه...البته بعضی وقتا...قیافشم اینجوری میکنه...من میخواستم بگم شمام خوب نیستی هیچ وقت..قیافمم اینجوری کنم.... /

عاطفه..!
عاطفه..!

امروز یه فیلم ِ نسبتاً خوب دیدم! بچه ها کسی هست فیلم رو دیده باشه درباره ش باهم حرف بزنیم؟

دریـــا
دریـــا
توسط موبایل در روزنوشت

چند روز دیگه میشه دقیقا دوسال، که عضو دنبالرشدم. توی این مدت با شخصیت های مختلفی برخورد داشتم.معمولی،خوب،و..و گاهأ کسانی که در نوع خودشون تک بودن(در میزان خوب و بد) ،ولی به تعداد بسیاااار بسیار ، آدم هایی دیدم که واقعا ، و باشن. / (برداشت از پست کاملا آزاد بوده و هر کس بر طبق سلیقه ی شخصی و آنچه بر خود گمان میبرد،مختار است)

مطهره ورژن ِ پسرونه : )
مطهره ورژن ِ پسرونه : )

من همینم که میبینی نه نه حالتو به هم میزنم؟میتونی کنارم نشینی... /

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
مطهره ورژن ِ پسرونه : )
مطهره ورژن ِ پسرونه : )

تو راه که داشتیم می اومدیم همه چراغ قرمز ها وقتی ماشینو میدیدند بدون معطلی سبز میشدند...انگار میدونستن من از رسیدن به خونه وحشت دارم...انگار میدونستن من عاشق اینم که تو ماشین بشینمو ساعت ها تو خیابونای تهران حالا چه باترافیک چه بدون ترافیک بچرخم...خــــــــــدا میبینی؟حتی چراغ راهنمایی رانندگیتم بامن لج کرده...

الهه
الهه

اصن خوشم نمیاد یکی یه گروه بساز ِ مث گروه ِ من. اصلنااااااااا : |

آناهیتا
آناهیتا

دیدن چند لحظه ای مریم عالی بود...

الهه
الهه

لباسی ک برای مادرم قرار بود بدوزم که عروسی ِ دایی جان بپوشه, امروز تموم شد. جلو آینه قدی که وایساد کیف کردم. اینکه خوشش اومده بود خیلی برام ارزنده بود. بعد تو فکر بودم و همچین داشتم لذت می بردم از کارم که مادرم برگشت گفت: الان باید خودت قیافه تو ببینی یه ذوقی داری ک هر کی ببینه خنده ش می گیره

الهه
الهه

ب همین برکت تمام ِ وقتی ک با داداشم داشتیم اینا رو می خوردیم کی کی می کردم بیام بهت خطاب بزنم دلت بسوزه تلافی اون خطابت فقط حیف وسط غذا خوردن یادم اومد عکس بگیرم @آرمان

گـلـپــری
گـلـپــری

دنـیـای ِ قـشـنـگ ِ مـا

این ارسال را بازنشر کرده است.
reza (تخسِ دنبالر)
reza (تخسِ دنبالر)

از دیشب تا حالا نخوابیدم وای خودا

مطهره ورژن ِ پسرونه : )
مطهره ورژن ِ پسرونه : )

خواب وگرسنگیم که خودش مشکـــــــــــل بزرگیه واسه خودش....

مطهره ورژن ِ پسرونه : )
مطهره ورژن ِ پسرونه : )

اگر با من نبودش هیچ میلی....هعععععیییییی...آلان تو آمپاسم...از یه طرف کارام مونده...از یه طرف اینجام...از یه طرف فکر وخیال...این بود زندگی؟

°o.O پــاک30مــا O.o°
°o.O پــاک30مــا O.o°

30 تیر .. يه اتاق دنج، ساکت و خنک، با پرده های ضخيم سبز. و عقربه های ساعت که موندن رو 14:00