دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادداشت های روزانه دنبالریا . . .
گاهی که گم می کنمت ؛ می بینم جایی در میان روز مرگی هایم ؛ خاک می خوری . . .

از روز هایتان بنویسید . . .

جزئیات گروه

شناسه 228
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 3691 پست
عضو 353 کاربر
طرفدار 40 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 78
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 62
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 29

کاربران گروه

(351 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

روزنوشت
شناسه‌: 228 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
الهه
الهه

خیلی دلم گرفته. خیلی

آناهیتا
آناهیتا

ماه عسل امشب هم عالی بود...مهمان فردی که تا 4سال خانواده اش فکر میکردند شهید شده...اما 4سال در اسارت بوده....

گـلـپــری
گـلـپــری

دیـروز آنـا عـکـس ِ مـاشـیـن ِ تـیـم ِ غـذا رو گـذاشـت ؛ امـروز نـازی عـکـس مـحـل زنـدگـیـمـون رو ، یـکـی از یـکـی هـیـجـان انگـیـزتـر اعـضـای ِ تـیـمـمـون ُ خـیـلـی دوسـت دارمـشـون

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Saman..!
Saman..!

دیروز رفتم بازار و ناصر خسرو و اونورا. . . تا واردِ ناصر خسرو شدم 50 تا آدم که چه عرض کنم ریختن رو ماشینِ بیچاره من . . . که چی؟ . . . فکر کردن دارو میخوام به زور ثابت کردم که من نه مریضم نه کسیم مریضِ خداشُکر . . . خیلی وقت بود نرفته بودم . . . کوچه پس کوچه های جالبی داشت که تو خیلی فیلما هم دیدیم . . . خیلی شجاع بودم که میرفتم تو کوچه هاش ولی مردمانِ خوش صحبتُ قاچاقچیُ خوبی اونجا بودن که راحت میگفت دوستم رفته یه قاچاق تحویل بگیره الان میاد وایسا . . .

♥۩۩ Fatemeh ۩۩♥
♥۩۩ Fatemeh ۩۩♥
توسط موبایل در روزنوشت

امروز اولين افطاري ماه رمضون که دعوت شديم ، خونه مادر بزرگه . . .

مـهـヅیـﮧSG♀[یـآحـُسـیـن]
مـهـヅیـﮧSG♀[یـآحـُسـیـن]

اِمــروز یــ‎ه روز ِ عــآلــی ُ شــرو کــَـردَم . . . بــآ زَنــگ ِ اون بــیــدآر شـُـدَم !! قـَـبــلــشـَـم ، تـــو خــآب ُ بــیــدآریــم گــوشــی ُ چــک کــردَم دیــدَم پــیـآم دآده . . . : )

آناهیتا
آناهیتا
توسط موبایل در روزنوشت

دقیقا 19سال هست خانواده ما از 4نفر به 5نفر تبدیل شدند؛بابا؛مامان؛3دختر.

آناهیتا
آناهیتا
توسط موبایل در روزنوشت

اینترنتADCLقطع.خط های اعتباری بدون آنتن؛خط های دائمی آنتن دهی افتضاح؛معلوم نیست چه خبر شده

reza (تخسِ دنبالر)
reza (تخسِ دنبالر)

با دو نفر قهرکردم یکم آمار ضعیف بود ولی خب خوب بود واسه امشب

آناهیتا
آناهیتا

19 سال پیش این موقع ها هنوز من ته تغاری بودم

عاطفه..!
عاطفه..!

واسه یکی از بچه های دنبالر دعا کنید سر سفره افطار،دوباره برگرده و زودی خوب شه! خیلی نگرانشم مثل اینکه فعلا بیهوش ِ!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
گـلـپــری
گـلـپــری

یـعـنـی کـسـی 28ـُم رو یـادشـ ِه؟؟؟

°o.O پــاک30مــا O.o°
°o.O پــاک30مــا O.o°

چه پنج شنبه ی عصا قورت داده ی عبوسيه امروز!از اون روزاست که آدم دچار حس "اصلن هيشکی منو دوست نداره"-گی می شه..

«shayan»
«shayan»

میگن آب نطلبیده مراده ولی سفر نطلبیده رو نمی دونم....! الان تو متروم دارم میرم ترمینال!

Saman..!
Saman..!

دیشب دمِ افطار یه پیشنهاد همینجوری به دومادامون دادم بریم تا سحر استخر . . . همون لحظه گفتَن پاشیم بریم . . . همشونم من مایو بهشون دادَم . . . هیچی دیگه رفتیم یه جا تازه تاسیس بود خیــــــلی خوب بود . . . حیف که فقط آب سرد نداشت . . . خیـــــلی خوش گذشت یعنی بخوام تعریف کنم نصفِ صفحه بیشتر میشه . . . کلِّ استخرُ بردَم رو هوا از خنده . . . پدرِ این 2تا دوماد رو هم دراوردم . . . یکی از کارام این بود که با آبِ یخ یهو خیسِشون میکردم 2 متر میپریدن هوا 20 متر دور میشدن . . . خواستَن رو من امتحان کنن که از اونجا که من عاشقِ آب سردم هیچ تاثیری نداشت . . . قبل از اینکه بریم من نیم ساعت زودتر اومدم بیرون رفتم عاطفه رو از دمِ پنجره ببینم . . . خیــــلی داغون بودم ولی عاطفه رو دیدم خستگیم در رفت . . . تقریبا نیم ساعت دومادامون بیرون منتظرِ من بودن . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.