دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادداشت های روزانه دنبالریا . . .
گاهی که گم می کنمت ؛ می بینم جایی در میان روز مرگی هایم ؛ خاک می خوری . . .

از روز هایتان بنویسید . . .

جزئیات گروه

شناسه 228
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 3691 پست
عضو 353 کاربر
طرفدار 40 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 78
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 62
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 29

کاربران گروه

(351 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

روزنوشت
شناسه‌: 228 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
الهه
الهه

آقا از هر چه بگذریم سخن کادوی تولد خوشتر است از صبح ب همه گیر دادم چی می خوان واسم بخرن. هیچ کی نمی گه : (

الهه
الهه

می دونین؟ دلم یهو یه خیابون بارونی خواست " ازین بارونای شدید پاییزی " تو خیابون تختی ترجیحن باشم, تو ماشین. برسم خونه و ببینم پنجره باز ِ و یخ کنم, اما ببینم همه چیز سر جاش ِ ... لذت داره این تصویر برام

الهه
الهه

سه کوهنورد ِ دیگه هم ب گروه ِ کوهنوردای بهشت اضافه شدن... خیلی غمگینم

الهه
الهه

هر چی گری گوری بود حول محور 2766940 کیلومتری ِ ما رفتن آفتاب گرفتن. ما با چار نفر می رفتیم ک یکی از یکی درد شکم تر شدن هر چی رنگ گرفته بودیم پرید...

مطهره ورژن ِ پسرونه : )
مطهره ورژن ِ پسرونه : )

دیگه هیچ چیز آرومم نمی کنه...فقط وفقط باید وانمود کنم که شادم...که مشکلی نیست...همه چی خوبه...خنده الکی..زورکی..گریه یواشکی...

گـلـپــری
گـلـپــری

این که ما برای سحر فردا "قورمه سبزی" داریم ولی وقنی تو آشپزخونه سر گاز که میری بوی "شیرین" به مشام میرسه یعنی چی؟

Saman..!
2013-07-22-1079.jpg Saman..!

2روز پیش فهمیدم بچه خواهرم دختر شده و امروز با عاطفه رفتیم بیرون چشمم خورد به یه مغازه پوشاک بچه و اینجوری شد که اولین کادو رو برای خواهر زاده ی گلم خریدم . . . راستی نگفته بودم؟ . . . دارم دایی میشم . . . سامان دایی . . .

parnian
parnian
توسط موبایل در روزنوشت

اصن امروز عجیب رفتم تو مود !!!!

الهه
الهه

مال ِ من ِ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
صـاد
صـاد

ديروز بعد مدت‌ها يه تنيس روي ِ ميز مَـشـت با مامان، امروزم يه خريد طول‍اني! بودنش اين روزا خيلي حس ميشه.

الـ ـ ـ هـه
الـ ـ ـ هـه

دیروز یه خراب کاری کردم خدا میدونه....مامانم آلبالویی که چیده بود داد برای زن داداشم ببرم...توی ایستگاه مترو جا گذاشتم ...2 تا ایستگاه بعد یادم افتاد دوباره برگشتم...چه مردم خوبی داریم ما ...هیچ کس حتی دستم بهش نزده بود...

reza (تخسِ دنبالر)
reza (تخسِ دنبالر)

تا الان بیرون بودم تو این گرما یکی هم خیلی رو اعصابم بود

* °•.¸MαђdiΞ¸.•° *
* °•.¸MαђdiΞ¸.•° *

امروز چه آش رشته ای درست کردم ...همه تعریف کردن البته همیشه خوب میشه ولی امروز عجله ای بود

آناهیتا
آناهیتا
توسط موبایل در روزنوشت

چی میشد مامان امشب خونه و پیشم بود؟

reza (تخسِ دنبالر)
reza (تخسِ دنبالر)

اصن نفهمیدم امروز چطوری گذشت فکر کنم یه دو سه ساعت فقط تونستم بخوابم