دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادداشت های روزانه دنبالریا . . .
گاهی که گم می کنمت ؛ می بینم جایی در میان روز مرگی هایم ؛ خاک می خوری . . .

از روز هایتان بنویسید . . .

جزئیات گروه

شناسه 228
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 3691 پست
عضو 353 کاربر
طرفدار 40 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 78
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 62
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 29

کاربران گروه

(351 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

روزنوشت
شناسه‌: 228 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
الهه
الهه

بعد امروز حین حرف زدن در سطح شهر دختر دایی گرامی رو هم دیدیم ک تازه عقدکرده, امــــ از حلقه ش خوشم نیومد. همه ش نگین بود. دور تا دور... من احساس نا امنی می کنم با چنین حلقه هایی

الهه
الهه

امروز اینقد حرف تو دلم بود, پشت ِ هم هی تند تند اینقد برای مونا حرف زدم ک یهو یادم می رفت چی داشتم می گفتم بعد می پریدیم رو یه شاخه دیگه : )

دینا
دینا

امروز رفتم یه موسسه قرآنی برای جذب نیرو و کار ... داشتم فرم پر میکردم مامانم زنگ زد ... جواب دادم و گوشیمُ گذاشتم تو کیف ... بعد یهو آهنگ نوازش ابی پخش شد... توی موزیک پلیرش بود بعد از جواب تلفن ام اسکرینُ قفل نکرده بودم با نگاه های چپ چپ نوازش کردند ما را

الـ ـ ـ هـه
الـ ـ ـ هـه

من تصمیم گرفتم با داداشم برم پیاده روی...جای همتونم خالی میکنم.....خیلی خوشحال شدم دیدمتون....بای

نیلـツــو
نیلـツــو

دیشـب داریـوش تـو حـالت خـواب ُ بیـداری رفـت سمـت دستشـویی ! لامپ روشن بـود ! رفـت تـو! در ُ بسـت , لامپ ُ خـاموش کـرد ! حـالا داد ! هَــوار ! خــاله ! کمــک ! تـاریکِ! ! رفتـم پشـتِ در میگـم خـاله آروم بـاش ! لامـپ ُ روشن کـن ! فقـط داد میـزد ! مـن حـالا خـندم گـرفتـه بـود

آناهیتا
آناهیتا

هیچوقت 13 سال پیش رو یادم نمیره...

این ارسال را بازنشر کرده است.
عاطفه..!
عاطفه..!

مامان میگه پاشو خونه تکونی کنیم به مناسبت ماه رمضون!

باران بهاری
آقا مجتبی.jpg باران بهاری

هر ماه رمضون اولین جلسه ای که می رفتیم جلسه درس و سخنرانی بود؛ اربعین که ما کربلا بودیم برای همیشه رفت پیش خدا ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
♥۩۩ Fatemeh ۩۩♥
♥۩۩ Fatemeh ۩۩♥
توسط موبایل در روزنوشت

رفتم حموم ، حواسم نبود شامپو بابامو زدم ، روش نوشته for men ،حالا نميرم آرزو هامو به گور ببرم

✔   مــریم خانوم
✔ مــریم خانوم

و من دچار خنده ای پایان ناپذیر شده ام . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔   مــریم خانوم
✔ مــریم خانوم

فردا چطوررری روزه بگیرم , بیمارستان و امتحانم ُ چی کنم

گـلـپــری
گـلـپــری

وضـعـیـت ِ الـان ِ مـن :::> یـعـنـی قـشـنـگ تـا بـنـاگـوش بـازه نیـشـم

الهه
الهه

رو دیدم. فیلم خوبی بود. تم ِ جالبی داشت برام.

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔   مــریم خانوم
✔ مــریم خانوم

وقتــی چیزی رو میخوام , با رویای داشتنش زندگی میکنم و لحظه لحظه براش تلاش میکنم .. / بهم میگه واسه همینه ک هر چی میخوای بهش میرسی . . . ( :

عاطفه..!
عاطفه..!

یازده ساله ش ِ از عید تاحالا سیزده تا خواستگار داشته بعد نشسته پیش ِ من بهم میگه آخه دختر ِ گلی مثل ِ تو چرا باید به این سن انقدر کم خواستگار داشته باشه،مشکلی داری؟