دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اشعار زیبای فارسی

جزئیات گروه

شناسه 51
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 1138 پست
عضو 291 کاربر
طرفدار 19 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 109
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 189
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 96

کاربران گروه

(287 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

اشعار فارسی
شناسه‌: 51 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
الهه
الهه

غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل /// شاید که چو وابینی، خیر تو دراین باشد

✔   مــریم خانوم
✔ مــریم خانوم

بانگی از دور مرا میخواند / لیک پاهایـــم , در قیــر ــَــست . . .

الهه
الهه

به هر سگی که کند بانگ، اگر شوم مشغول /// مرا به سر نشود، زانکه سگ فراوان است

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آناهیتا
آناهیتا

نوشتم که از بغض خالی بشم، که خون دلم، توی خودکار بود

این ارسال را بازنشر کرده است.
عاطفه..!
عاطفه..!

کنار ِ پنجره می پوسم ونمی آید! کسی که عابر ِ معمولی ِ خیابان نیست...

باران بهاری
باران بهاری

چه عالمـی دارد . . .

عاطفه..!
عاطفه..!

دلتنگ تر از و کــَس نیست...

رها
رها

بر جدار کُلبه ام که ، با خط ِ سیاه ِ ، یادگاری ها کشیده اند ..

آلبالو خانومیツ
آلبالو خانومیツ
توسط موبایل در اشعار فارسی

بى تو همه حاصل من...

ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ

می‎گفتند از کودکی به ما.. که زمان باز نمی‎گردد.. اما نمی‎دانم چرا.. این بعد از ظهر های باز می‎گشتند!

این ارسال را بازنشر کرده است.
farzad
farzad

@OoOoaLi(Hi-bYE)oOoO تازمانیکه به باطن انسان هاپی نبرده ای، دوستشان مدار! زیراعمیق ترین زخم ها ازحرف کسانی بلندمیشود، که ازصمیم قلب دوستشان داری! ♣

این ارسال را بازنشر کرده است.
باران بهاری
باران بهاری

سفر مرا به تو نزدیک‌تر نخواهد کرد...

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی

عشق و جنون

جینیوس
1359918875870573_orig.jpg جینیوس

به گفت روزی عیب جویی کـه پــیدا کـن به از نکــوییکه لیلی گرچه در چشم تو است به هر جزیی ز او قصوری است....

این ارسال را بازنشر کرده است.
║®˳ҐѶӏ˳Д˳Ĥ˳Ÿ˳Д║
║®˳ҐѶӏ˳Д˳Ĥ˳Ÿ˳Д║

صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم وانگه همه بتها را در پیش تو بگذارم صد نقش بر انگیزم با روح در آمیزم چون نقش تو را بینم در آتشش اندازم تو ساقی خماری یا دشمن هوشیاری؟ یا آنکه کنی ویران هر خانه که میسازم! جان ریخته شد بر تو آمیخته شد با تو چ