دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اشعار زیبای فارسی

جزئیات گروه

شناسه 51
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 1138 پست
عضو 291 کاربر
طرفدار 19 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 109
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 189
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 96

کاربران گروه

(287 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

اشعار فارسی
شناسه‌: 51 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
فردایی دیگر
فردایی دیگر

قربان آن غارتگرم کان دل نه تنها می برد /تاراج جان هم میکند ، دل را به یغما می برد/ ای دل طبیب عشق او دارد دوایی بوالعجب /آسوده را غم می دهد ، صبر از شکیبا می برد.

این ارسال را بازنشر کرده است.
عاطفه..!
عاطفه..!

گیسوان تو شبیه است به شب؛ اما نه // شب که اینقدر نباید به درازا بکشد!

فردایی دیگر
579631_499193213489364_1016385206_n.png فردایی دیگر

بــاز کــن ! ایــن در بـه رویـم بـاز کـن/.. بـاز کـن ! کـان دیـگـران را بسته اند

این ارسال را بازنشر کرده است.
باران بهاری
سیب گاز زده.jpeg باران بهاری

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک . . .

سید قاسم
سید قاسم

گوهر دل را نزن برسنگ هر ناقابلی //صبر کن پیدا شود گوهر شناس قابلی

عاطفه..!
عاطفه..!

او که فکر میکنی بدون ِ داشتنش، هیچ گاه روزهای بعدی ات نمیرسد ز راه...

Alireza
Alireza

ای گل گمان مکن به شب ِ جشن می‌روی / شاید به خاک مرده‌ای ارزانی‌ات کنند

جوانمرد
جوانمرد

خبرت خراب تر کرد جراحت جدایی...چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی

جوانمرد
جوانمرد

ز عشق شمس تبریزی ز بیداری و شبخیزی .... مثال ذره گردان پریشانم به جان تو

باران بهاری
باران بهاری

گر دری از خلق ببندم به روی / بر تو نبندم که به خاطر دری

عاطفه..!
عاطفه..!

یک شهروند مضطرب / یک کارمند گیج / یک شاعر سرگشته / یک انسان بی رویا...

دینا
دینا

انگشتت را هر جای نقشه خواستی بگذار فرقی نمیکند/ تنهایی من عمیق ترین جای جهان است و اشاره هیچ انگشتی به عمق فاجعه پی نخواهد برد

باران بهاری
باران بهاری

روي آينه جاي نفس نمي ماند ...

باران بهاری
باران بهاری

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه

گر بدی گفت: " حسودی و رفیقی رنجید " /// گو : تو خوش باش که ما گوش ب احمق نکنیم