دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شهدا در قهقهه مستانه شان و شادی وصول شان عند ربهم یرزقون اند...

جزئیات گروه

شناسه 226
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 1536 پست
عضو 293 کاربر
طرفدار 25 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 108
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 148
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 69

کاربران گروه

(290 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دارالشهدا
شناسه‌: 226 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
امیرحسیــن  :-)
32765_923.jpg امیرحسیــن :-)

استخوان های مچش زده بود بیرون دوتا انگشتش هم قطع شده بود گفتم: اون طرف رو نگاه کن تا دستت رو بشورم خندید و گفت: نه! می خوام ببینم چه جوری می شوری شستم ، اما وسطش طاقت نیاوردم بهش گفتم: مگه دردت نمیاد؟ گفت: دردش هم لذته ، نیست؟

امیرحسیــن  :-)
52 [1600x1200].jpg امیرحسیــن :-)

چند تا بسیجی داخل جیپ بودند که یهو شیمیایی زدند همه ماسکهاشون رو در اوردند و زدند روی صورتاشون یکی از بچه ها ماسک نداشت همه ی بچه ها ماسکها رو در اوردند و انداختن روی زمین هیچکی حاضر نبود ماسک بزنه بالاخره یکی ، بقیه رو قانع کرد... ... لحظاتی بعد سرفه های شدیدش شروع شد دوستاش از زیر ماسک هاشون نگاش می کردند زار زار گریه می کردند و ناله سر می دادند ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
16_8907090425_L600.jpg امیرحسیــن :-)

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را خوشا بر حال خوشبختش، بدست آورده دنیا را نه جان و روح می بخشم ، نه املاک بخارا را مگر بنگاه املاکم؟ چه معنی دارد این کارا؟ و خال هندویش دیگر ندارد ارزشی اصلأ که با جراحی صورت عمل کردند خالها را نه حافظ داد املاکی، نه صائب دست و پاها را فقط می خواستند اینها ، بگیرند وقت ماها را!

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
1308080876.jpg امیرحسیــن :-)

کبوترانه پریدید ، خوش به حال شما

این ارسال را بازنشر کرده است.
مسافر...
مسافر...

به ما نظر بینداز که چشم سلطان هم.....گهی به روی غلام سیاه می افتد

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
1339089038638932_large.jpg امیرحسیــن :-)

چقدر چفیه ها خونی شد ...تا چادری خاکی نشود…

yase kabud
esteghfar6.jpg yase kabud

چگونه شرح خواهی داد روزی روزگارت را/ بیا و شرح کن غم نامه ی ایل و تبارت را / چقدر از عشق سرشاری؟ عیارت را نمی دانم / بیا این لحظه های واپسین رو کن عیارت را/ مکعب های خالی از جنوب عشق برگشتند/ ببر با خود پلاک آن شهید بی مزارت را / همان تنها پلاکی را که عمری جست وجو کردی /وحتی در فراقش بسته بودی کوله بارت را /تو را ای اعتبار میهن من !دوست میدارم / فقط امشب نگاهی کن مرا -این بی قرارت را -/ خدا می خواست برگردی و اینگونه رها سازی /ازآن دلواپسی ها مادر چشم انتظارت را

این ارسال را بازنشر کرده است.
مسافر...
18686_525.jpg مسافر...

خوشا آنانکه خونشان با آب شور خلیج فارس درهم آمیخت و کسی جز دریا نمیداند کجایند

هزار ُ یکمین شــَهرزاد
13168973667372526461.jpg هزار ُ یکمین شــَهرزاد

قبل از عملیات آمده بود می گفت ، بناست کنم ، مرخصی می خواهم . مرخصی ها لغو شده بود ، ولی بهش گفتم برو . توی راه بچه های گردان را دیده بود . بهش گفته بودند عملیات است .برگشت .عصبانی بود . می گفت اگر عملیات است ، چرا مرخصی دادی ؟ ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
•٠·˙علی . Áli . 7  •٠·˙
•٠·˙علی . Áli . 7 •٠·˙

@فلاحی @فکوری @کلاهدوز @نامجوی @سید محمدجهان آرا "" تولـــد ِ ابدیتون مبــارکـــــــــــــــــــــ ""

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
1339139097860351_large.jpg امیرحسیــن :-)

بابا آمد... بابا در باران آمد... بابا در باران اشکهای من آمد...

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

بابا میشه یه بار شهید بشی تا ببینم شهید یعنی چه ! ؟

امیرحسیــن  :-)
banam120.jpg امیرحسیــن :-)

شهدای گمنام همه جا هستند اما باز هم گم نام اند ... الهی ان من تعرف بکف غیر مجهول ! کسی که به واسطه تو شناخته شود گمنام نمی شود ... مجهولون فی الارض معروفون فی السماء ! در خدا گم شو ، کمال این است و بس ...

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

خواهرم! اگه طالب لبخند رضایت شهید هستی ، مراقب حجابت باش... اما آیا حجاب فقط مخصوص خانوم هاست؟! اگه می خواهید جواب این سؤال رو مختصر و مفید از زبان قرآن بشنوین ، به دیدگاه برین

امیرحسیــن  :-)
8824920212351531191461461736732962250157.jpg امیرحسیــن :-)

کمی تامل! حتما بخونید و چند دقیقه روش فکر کنین ، قضاوت هم با خودتون: بعضی وقت ها به اطرافت که نگاه کنی ، متوجه میشی که گاهی یه عده از ما سعی می کنیم هر طور شده کارهای غلط خودمون رو توجیه کنیم و دلمون رو راضی کنیم که الان به خاطر این شرایط ، انجام فلان کار اشکالی نداره. به قول اهل علم دنبال کلاه شرعی می گردیم. یکی از اون جاها مسئله رانندگیه. با خودم گفتم اگه من توی این شرایط و موقعیت حاج حسین خرازی قرار می گرفتم ، حتماً شروع می کردم به توجیه که : الان جلسه مهم دارم ، باید برم زود برسم چون بدقولی پیش میاد .... موضوع جلسه ام تصمیم گیری برا جنگه ، پس بهتره تاخیر نندازم و این کار مهمتره .... حالا که این همه راه رو اومدم ، این چند دقیقه هم میرم و دیگه سوار نمیشم و ..... این یعنی توجیه ، یعنی فرق من با شهید. دوستان عزیز! باور کنیم که کار حرام توی هر مصداقی باشه ، مبغوض خداست. پس سعی نکنیم از دستور خدا سرپیچی نکنیم.