دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

احساس میکنم دیوانه ام ... چون اگر عاقل بودم خجالت میکشیدم حرف راست بزنم !
اما دیوانه ام ! ... و از هرچه مربوط به عقل است و دروغ به یکباره بیگانه ام ...
ازاینکه به این گروه سرمیزنید ازتون متشکریم وخوشحال میشیم .....ضمنا\\\\\\\\\\\\\\\"از اونجایی که این گروه شخصی هستش فقط مدیران گروه باید پست ارسال کنن......بازم ممنون از لطف شما دوستان

جزئیات گروه

شناسه 706
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط مدیر
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 443 پست
عضو 84 کاربر
طرفدار 5 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 452
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 457
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 176

کاربران گروه

(82 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

سیاه مشق های یک دیوانه
شناسه‌: 706 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
یاورهمیشه مؤمن
یاورهمیشه مؤمن

کنج اطاق ننشسته ام سرفه نمیکنم سیگار نمی‌‌کشم گریه نمیکنم به زمین و زمان لعنت نمیفرستم یادت نمیکنم عکست را پاره نمیکنم با شکمِ خالی‌ استکان پشتِ استکان عرق نمی‌خورم درد نمیکشم بی‌چاره نمی‌‌شوم از دیدن جای خالی‌ِ تو دیوانه نمیشوم مثلِ یک کلاغِ مست نشسته ‌ام قارقار می‌‌کنم هیچکس بهتر از خودم نمی‌تواند خبر‌های بد را به گوشِ خودم برساند...

این ارسال را بازنشر کرده است.
یاورهمیشه مؤمن
یاورهمیشه مؤمن

پشتِ این پنجره‌ها هیچ اتفاقی‌ نمی‌افتد صبح به صبح آدم ها میروند به یک جایی‌ دور از خانه هاشان شب به شب آدم هایی‌ بر میگردند که دلشان می‌خواهد هر جایی‌ باشند جز خانه هاشان چیزی در این خیابان کم است چیزی مثل بودن ماندن دل بستن دل دادن اینجا هیچ اتفاقی‌ برای چشم‌ها ، دست ها، آغوش ها، شانه‌ها و لبخند‌ها نمی‌افتد پنجره انتظار سکوت یعنی‌ مرگ گ گ گ گ (قاتل آدم‌های پشتِ پنجره شما‌هایی‌ هستید که هرگز نمی خندید)

یاورهمیشه مؤمن
یاورهمیشه مؤمن

! اگر کلاهم را از سرم بر دارم و دستان خسته‌ام در جیب‌هایم باشند و اگر شما اشک‌هایم را و التماس چشم‌هایم را ندیده بگیرید پسر بچه‌ای خواهی‌ یافت که هر بار نگاهش می‌‌کنید سرخ میشود و بی‌ هیچ حرفی‌ انگار دیرش شده باشد تا سر کوچه می‌ دود و مــی‌‌دود و مــــی‌‌دود و پشت اولین دیوار زانو میزند و قلبش می‌‌تپد و مـی‌تپد و مـــی‌تپد بانو ! با پسر بچه ای که چنین شرمگین در من زندگی‌ می‌کند چگونه اعتراف کنم که دوستت دارم ؟

یاورهمیشه مؤمن
یاورهمیشه مؤمن

سالهاست زیر هر نامه‌اش می‌نویسد ... باران را دوست ندارم ... روزی که تو رفتی‌ می‌‌بارید...!

این ارسال را بازنشر کرده است.
یاورهمیشه مؤمن
564173_248227605284558_247679822006003_450872_1338422171_n.jpg یاورهمیشه مؤمن

" دوستتـــ دارم " گفتن برای تو مثل خمیازه کشیدن استــــ ؛ و تو همواره گیجِ خوابـــــ به هر کس که می رسی - بی آنکه دست جلوی دهانتــــ بگیری - خمیازه می کشی ...!

یاورهمیشه مؤمن
545357_238568452918900_100002972406773_428357_1097557218_n.jpg یاورهمیشه مؤمن

تمـام سـیگـارهـای دنـیـا را هـم کـه دود کـنـی تـنـهـایـیـت تـوجـه هـیـچـکـسـی...را جـلـب نـخـواهـد کـرد جـز پـیـرمـرد سـیـگـار فـروش...

یاورهمیشه مؤمن
یاورهمیشه مؤمن

اگر روزی عاشق شدی ... قصه ات را برای هیچکس بازگو نکن ... این روزها چشم حسودان به دود اسپند عادت کرده ..!

یاورهمیشه مؤمن
یاورهمیشه مؤمن

خدایا این کاسه ی ما دیگه جا نداره برو سراغ یکی دیگه دمت گرم...

ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.
400665.JPG ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.

کاش من از تو بود تا روي مي گذاشتم و را نمي ديدم !!!!

یاورهمیشه مؤمن
یاورهمیشه مؤمن

دلم یه هم زبون میخواد....!اصن دلم غلط میکنه

یاورهمیشه مؤمن
یاورهمیشه مؤمن

کلــــمـات ، قــدرت ِ آزار دادن ِ شـــمـا را نـــدارنـــد ! مگـــر آنــکه گـــویـــنده ی کــلمــات بـــرایـــتـان ، بسیــار عــزیــز بـــاشـد !!!

یاورهمیشه مؤمن
یاورهمیشه مؤمن

اگر پرسند آخرین نفست به یاد کیست ؟ گویم به یاد کسی که بی وفایی در ذاتش نیست .

یاورهمیشه مؤمن
یاورهمیشه مؤمن

حکایت ما آدم ها … حکایت کفشاییه که … اگه جفت نباشند … هر کدومشون … هر چقدر شیک باشند … هر چقدر هم نو باشند تا همیشه … لنگه به لنگه اند … کاش … خدا وقتی آدم ها رو می آفرید … جفت هر کس رو باهاش می آفرید … تا این همه آدمای لنگه به لنگه زیر این سقف ها … به اجبار، خودشون رو جفت نشون نمی دادند…

یاورهمیشه مؤمن
یاورهمیشه مؤمن

ﻣﺴﺎﺣﺖ ﺧﻠﻮﺗﻢ ﺭﺍ...ﭘﺮ ﮐﻦ...ﻓﺮﻗﯽ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ...ﻋﻤﻮﺩﯼ ﯾﺎ ﺍﻓﻘﯽ...ﻫﻤﯿﻨﮑﻪ ﺿﻠﻌﯽ ﺍﺯ ﭼﻬﺎﺭﺩﯾﻮﺍﺭﯼ ﺍﻡ...ﺑﺎﺷﯽ...ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ...

یاورهمیشه مؤمن
یاورهمیشه مؤمن

ﻋﻄﺮﻫﺎ ﺑﯽ ﺭﺣﻢ ﺗﺮﯾﻦ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺯﻣﯿﻨﻨﺪ !ﺑﯽ ﺍﻧﮑﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ . . .ﻣﯽ ﺑﺮﻧﺪﺕ ﺗﺎ ﻗﻌﺮ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﯿﺸﺎﻥ ﺗﺎ ﭘﺎﯼ ﻏﺮﻭﺭ ﺟﻨﮕﯿﺪﯼ........