دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

احساس میکنم دیوانه ام ... چون اگر عاقل بودم خجالت میکشیدم حرف راست بزنم !
اما دیوانه ام ! ... و از هرچه مربوط به عقل است و دروغ به یکباره بیگانه ام ...
ازاینکه به این گروه سرمیزنید ازتون متشکریم وخوشحال میشیم .....ضمنا\\\\\\\\\\\\\\\"از اونجایی که این گروه شخصی هستش فقط مدیران گروه باید پست ارسال کنن......بازم ممنون از لطف شما دوستان

جزئیات گروه

شناسه 706
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط مدیر
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 443 پست
عضو 84 کاربر
طرفدار 5 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 452
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 457
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 176

کاربران گروه

(82 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

سیاه مشق های یک دیوانه
شناسه‌: 706 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
یاورهمیشه مؤمن
یاورهمیشه مؤمن

برهوتِ بی‌ کسی‌ یعنی‌ همین جا جایی‌ که من ایستاده ام جایی‌ که شما ایستاده اید یعنی‌ کشمکشِ بین مرز نبودن و خواهش بودن تنهایی‌ یعنی‌ تخت خواب‌های خسته یعنی‌ خودت در آغوش خودت با یک بال شکسته باید دست برداریم از انتظار از حسرت جاده‌ ها از چشم‌های همیشه به راه از فکر رفته‌ها یی که باز نمی‌گردند در سرزمینی که هر طرفش خورشیدی غروب می‌‌کند هیچ فردایی تکرار می‌کنم هیچ فردایی روز موعود نیست...

یاورهمیشه مؤمن
یاورهمیشه مؤمن

به روزها دل مبند ، روزها به فصل که میرسند رنگ عوض میکنند ، با شب بمان ، شب گرچه تاریک است ، لیکن همیشه یک رنگ است .

این ارسال را بازنشر کرده است.
یاورهمیشه مؤمن
یاورهمیشه مؤمن

و یکی‌ از همین روز‌ها پی‌ می‌‌بریم که زیر گنبد‌های کبودِ ما غیر از خدا هرگز کسی‌ نبوده نیست و نخواهد بود و آن روز مثل ابر گریه نکن مثلِ ببر نعره کن بگذار دنیا بداند که ما در این روزگار تنها بودیم تنها هستیم و تنها خواهیم ماند

یاورهمیشه مؤمن
یاورهمیشه مؤمن

نیمکت عاشقی یادت هست؟ کنار هم، نگاه در نگاه و سکوتمان چه گوش نواز بود.. بید مجنون زیر سایه اش امانمان داده بود، برگهای رنگینش را به نشانه عشقمان بر سرمان می ریخت.. او نیز عاشق بودنمان را به رخ پاییز می کشید، اما اکنون پاییز.. نبودنت را، جداییمان را به رخ می کشد. "

یاورهمیشه مؤمن
یاورهمیشه مؤمن

مهم بودن را فراموش کن تيتر روزنامه ی يك شنبه ، زباله ی روز دوشنبه ست....!

یاورهمیشه مؤمن
یاورهمیشه مؤمن

غار نشین دوران تو بودن تاریخ را پر می‌کند از وحشِ ممتدِ آغوشی که آتشش از زیر سرِ تو بلند می‌‌شود من ... درنده ای که با بوسه‌های تو زندگی‌ می‌‌کند تو ... با مشکی‌ موهایت بانویِ تسخیرِ قبیله‌ای به اندازه یک قلب بدویت نیست شهوتِ محض است این هوسِ رسیده تا سر شانه‌هایت را تا دیر نشده باید چید ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
یاورهمیشه مؤمن
یاورهمیشه مؤمن

به كوه گفتم عشق چيست؟ لرزيد. به ابر گفتم عشق چيست؟باريد. به باد گفتم عشق چيست؟ وزيد. به پروانه گفتم عشق چيست؟ ناليد. به گل گفتم عشق چيست؟ پرپر شد. و به انسان گفتم عشق چيست؟ اشك از ديدگانش جاري شد و گفت ديوانگيست....

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
یاورهمیشه مؤمن
یاورهمیشه مؤمن

اجازه ... ! اشک سه حرف ندارد ... ، اشـک خـیـلــی حـــرف دارد . . . !!! ...

یاورهمیشه مؤمن
یاورهمیشه مؤمن

(بیهوده‌ترین انتظاری که از آشنایی‌هایِ عقیم مانده ی امروزه می‌‌توان داشت ، به ثمر رسیدنِ یک رابطه است )

یاورهمیشه مؤمن
یاورهمیشه مؤمن

داآشای گلم:؛ توو تاریخ چند هزار سالهء این مملکت، سابقه نداشته که لیلی عاشق باسن مجنون بشه ! سر جدتون شلوارو بکشین بالا، اون مارک شورت رو هم بزنین به سینتون اگه خیلی واجبه

یاورهمیشه مؤمن
یاورهمیشه مؤمن

برگرد را هم با خود ببر...

یاورهمیشه مؤمن
یاورهمیشه مؤمن

ایـــن روزهـــا هــــوا خیلـــی غبـــار آلــــود اســـت؛ گـــرگ را از ســـگ نمــی تـــوان تشخیـــص داد ! هنگـــامـــي گـــرگ را می شنـــاسیـــم؛ كـــه دریـــده شـــده ایــــم...!

یاورهمیشه مؤمن
یاورهمیشه مؤمن

اگر دل است به جان میخرد هوای#تو را....وگر تن است به#دل میکشد جفای را...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

بدون اجازه عضو شدم ..... حالا حذفم میکنن ...

یاورهمیشه مؤمن
یاورهمیشه مؤمن

غیر از تو سه چیز کم دارم یک اتاق یک دیوار یک پاکت سیگار ... یاور همیشه مؤمن ، تو برو سفر سلامت غمِ من نخور که دوری ، برایِ من شده عادت ... آنهایی که می‌‌روند ، نه یاورند نه مؤمن ...