یاورهمیشه مؤمن
به هَرکَس مُحَبَت میکُنَم جانَم فَدا مِثلِ عَقرَب میزَند نیشَم چرا؟!!
یاورهمیشه مؤمن
یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم
یاورهمیشه مؤمن
باران همیشه می بارد ، اما مردم ستاره را بیشتر دوست دارند ، نامردیست آن همه اشک را به یک چشمک فروختن !
یاورهمیشه مؤمن
ایران من ای سرزمین کهن امروز میدانم که جزؤ بیست اقتصاد جهان هستی و از دیروزت که سرزمینی بودی در هفت پادشاهیِ خوابهای خیلی از مردم جهان نمیگنجید...ای مادرم ای وطنم امروز میدانم قلب تپنده ی جهان ایران من است ودیروزت را میبینم که سراسر افتخار بودی وقتی پیامبر (ص) فرمود:دانش گربه ثریا باشد مردمانی از قوم پارسی به آن دست می یابند....
یاورهمیشه مؤمن
این روزها انسانها را خوب می شناسم... گاهی دلم برای شیطان می سوزد که : اینقدر صـــــــادق بود ، دروغ نگفت ، تــــظاهــــر نــــــــکرد...حتی به قیمت اخراجش از بهشت و مقام فرشتگی...!!!
یاورهمیشه مؤمن
آن زمان که برده ی عادات می شوی هر روز در یک مسیر گام بر می داری اگر دچار روزمرگی شوی اگر لباسهای رنگارنگ به تن نکنی اگر با غریبه ها سخن نگویی به تدریج خواهی مرد...
یاورهمیشه مؤمن
اگر سفر نکنی اگر نخوانی اگر به صدای زندگی گوش فرا ندهی اگر قدر وجود خودت را ندانی به تدریج خواهی مرد آنگاه که عزت نفس خود را در خود می کشی....
یاورهمیشه مؤمن
آدم ها دلشان ترک برمیدارد. بعضی ها آرام آرام بعضی ها بدون درنگ. آدم ها دلهای ترک خورده شان را قایم میکنند. بعضی ها ناشیانه و بعضی ها ماهرانه. بعضی ها به خاطر غرور بی حد شان ، بعضی ها به خاطر تحمل زیادشان. اما همه شان از درون تهی میشوند انگار همه چیز از همان درز ترکی که برداشته اند به بیرون نشت میکند.بعضی ها قطره قطره بعضی ها آرام و روان. اما همه شان دست و پا میزنند برای هرآنچه که از دست میرود. بعضی ها با صدای بلند بعضی ها بی صدا چنگ میزنند به هرچیزی که میتواند لحظه ای حتی بیشتر نگهشان دارد. همگی اما در نهایت خالی میشوند و میشکنند. و دیگر چیزی را قایم نمیکنند. دیگر دل شکسته شان را میان بغض گلو و نگاه ها و لبخند های آماسیده بر لب هایشان پنهان نمی کنند. دل شکسته شان را عریان و تهی وا میگذارند. جای همه چیزهایی که برای از دست نرفتنش دست و پا زده اند میشود چیزی میان خشم و انتقام.چیزی میان سخت شدن و از دست رفتن. میشود گم شدن. بغضت دیگر فقط برای حماقتی که کرده ای میشکند.همین.