یاورهمیشه مؤمن
تویی که مرا در حال سقوط می بینی ، آیا تا به حال اندیشیده ای که شاید تو وارونه ایستاده ای ؟
یاورهمیشه مؤمن
دوستت دارم رازیست ، که در میان حنجره ام دق میکند وقتی که نیستی !
یاورهمیشه مؤمن
خــــــــــــــدایــــــــــــا* آنچنان غرق دریای غربتمان نکن که به هر خاشاک عاطفه ای دست دراز کنیم .
یاورهمیشه مؤمن
وقتــ‗__‗ــی گیــ‗__‗ــج میشــ‗__‗ــدم بـه کلــ‗__‗ــمات پنــ‗__‗ــاه میبــ‗__‗ــردم امــ‗__‗ــان از امــ‗__‗ــروز کــ‗__‗ــه کلمــ‗__‗ــات خودشــ‗__‗ــان هم گیــ‗_‗ــج شــ‗__‗ــده اند...!!
یاورهمیشه مؤمن
کاش می اومدی حالم رو بهم بزنی خوشحالیهام ته نشین شده !
یاورهمیشه مؤمن
دلم !!!!!!!!! درد میکنه ؟ نه ! میپیچه ؟ نه ! میسوزه ؟ نه ! پس چی ؟ دلم برات تنگ شده ...
یاورهمیشه مؤمن
سايرين مي تونن من رو موقتا متوقف كنن ولي من تنها كسي هستم كه مي تونم خودم رو براي هميشه متوقف كنم .
یاورهمیشه مؤمن
نه من هستم نه خود من ، ولی یه کَس ِ دیگه هست شبیه من .. بیرون من.. که با لبهایی پر از لبخند همه رو شاد میکنه که اون یه نفر در نهایتِ تناقص ، اما با مَنه. آره یه کسی هست به جز من با من. کسی از من که گاهی بر من ِ گاهی با من… کسی که مثل من بیسکوییت می خوره مثل من چایی و مثل من… شاید تفاله ی دغدغه های شبانه ی منه و من حضور این من ِ دیگه رو قبول کردم . گیرم که به خاطرش گاهی غیر عادی بشم و حتی خودم از این من ساختگی بترسم آخه میگن یه روز: قناری رفت جلوی آینه یه قناری رو دید شروع کرد صدای گربه رو در آوردن پشت سر هم میو میو قناری توی آینه ترسید ، قناری بی هوا صداش کرد و گفت : نترس من خودتم قناری .
یاورهمیشه مؤمن
ولی یه کس دیگه هست یه کسی که شبها ساعت 11 میخوابه ، صبح ها ساعت 11 بیدار میشه آخه خواب براش یه رویای نرمه ( چون یه بار تو خواب با یارش بوده و به بلندی اون خواب به شونه های اون تکیه زده ) چشمای شیطونی داره و میشه از برق چشماش یه روستا برق بخوره …
یاورهمیشه مؤمن
این منم ، این یه باور بیست سالست ، که این منم. این منم که شبا ساعت سه می خوابه صبح ها ساعت شش بیدار میشه این منم که خواب رو دوست نداره و دلش می خواد روزی بشه که فقط چند دقیقه بخوابه این منم که چشمای غمگینی داره و دستای خسته ای… هزاران (( این منم که )) … حالا این منم ها ، یک باور بیست ساله شدن !