تمام خاطرات جشن تولد دیروزم یه طرف لب دریاچه رفتنمون و آب بازیهای آخرش یه طرف یکی از همین دنبالریهای بی مرام از پشت منو گرفت اینقدر آب ریخت روم که انگار واقعا دوش گرفته بودم آب از سر رو روم میچکید ولی عوضش منم تلافی کردم خیلی هم لذت بخش بود جبغ و خنده های آب بازیه دیروز هرگز فرامووشم نمیشه ....
@*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥* تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا وجود پاکت اومد تو جمع و خلوت ما تو تقویما نوشتیم تو این روز و تو این ماه از آسمون فرستاد خدا ۱ ماه زیبا تولدت مبارک
یکی از بهترین خاطرات عمرم دیروز بود که دوستهای خوبم برام دو روز زودتر از تولدم جشن گرفتن بعد @Rahil که بهترین و مهربونترین دوستمه خودش کیک و شمع و همه ی تداراکاتو دیده بود البته با کمک یک بهترین دیگه ، اومدن دنبالم و رفتیم پارک جنگلی...قشنگی این خاطره هم به این بود که شمع تولدمو یک علامت سوال بزرگ انتخاب کرده بودن انگاری سنم مجهول بوده براشون خیلی جالب بود ...از همتون ممنونم اونایی که دیروز بودین ...خطاب نمیزنم چون خودتون گفتین
@*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥* ،طهورا جونی کجایی یعنی الآنه؟امیدوارم که تو این شب قشنگ تولد بهترین آفریده ی آفریده ها،لحظات خوشی رو داشته باشی...امیدوارم که به آرزوهات برسی دوست جون عزیزم...
السلام علیک یا ابا صالح المهدی...آقاجان درسته گنه کارم!بهم میگن آدم گنه کارنمیتونه منتظر واقعی باشه،ولی آقاجان من با تمام گنه کاربودنم عاشقم!عاشق کسی که به عدالت و مهربونی مشهوره!حتی اگه شماهم منو نگاه نکنی،دل من دیوونه ی شماست!آدم عاشق و دیوونه این حرفا سرش نمیشه! هرجاطره ی گیسوی یار باشد!!!دل مجنون منم همونجاست...
دلم واقعا یه مشهدو زیارت امام رضا(ع) تویه سحرگاه رو میخواد!آقاجان توکه خود به ضامن بودن شهره ی عام هستی،برای ضمانت من گنه کار پیش شما چه کسی رو میتوان واسطه کرد!!!دلم بد هوای نقاره هاش رو وقت طلوع و غروب خورشید کرده...
حسودی نکن رضایی جان کار خوبی نیست
13 سال و 2 ماه و 26 روز و 1 ساعت و 23 دقيقه قبلباشه دیگه حسودی نمیکنم
13 سال و 2 ماه و 26 روز و 1 ساعت و 20 دقيقه قبلخوب حسودی کن راحت باش ناراحت نشو
13 سال و 2 ماه و 26 روز و 1 ساعت و 16 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 26 روز و 1 ساعت و 4 دقيقه قبلبه قول شاعر عرب زبان الزرشک
13 سال و 2 ماه و 26 روز و 43 دقيقه قبل