به همه دوستان: از همه کسانی که دوست دارن توی یه کار بزرگ سهیم باشن، یعنی روز 3شنبه ساعت 12 بیان دانشکده تربیت بدنی دانشگاه تهران(خیابان امیرآباد شمالی، بین کوچه 15 و 16) و هم برای حضورشون اسم نویسی کنن و هم توی اجرای این همایش سهیم باشن؛ همینجا اعلام کنید و یا با بنده تماس بگیرید: 9366345700 ................................. همه عزیزانی که این مطالب رو دیدن لطفا بازنشر کنن تا همه دوستان سود ببرن....
باید عرض کنم که با توجه به اینکه بنده اولین و اولین نفری بودم که فهمیدم یک نفر آخرش تونست این سربازی 15 سالشو تموم کنه و کارتشو بگیره و با عرض تبریکات به این فرد و تمام دوستانش که تو این مدت یک سرباز را تحمل کردن و بهش به جای آش پادگان غذای خوب دادن مجلس جشنی داریم بسیار با شکوه بفرمایید به این رهایی یافته تبریک بگین عقده نشه براش جوونه میره کار دست خودشو ملت میده
با راحیلی قرار گذاشتیم عصری برم دنبالش بریم دور دور بعد از الان تغییر نیم ساعت به نیم ساعتهاش شروع شد هی اس میده طهورایی نیم ساعت بعدش بریم میگم باشه راحت باش آخرشم میگه نه همون ساعت اولی بریم بهتره بیا دنبالم
@Rahil یکی از لذتهای دنیا امروز واسه من وقتی بود که راحیلی با یه آهنگ تو ماشین داشت نصیحتم میکرد یا اون لحظه که غرق افکارم بودم و اصلا هیچی متوجه نمیشدم وقتی به خودم اومدم راحیلی گفت گردنت درد نگیره هی اون سمتو نگاه میکنی و پرسید به چی فکر میکردی؟ فهمیدم حواسش به من بوده تو اون لحظه حس خیلی خوبی پیدا کردم ...یا اینکه وقتی شیرین گفت کاش دوستهای منم همشون تهران بودن مثل تو راحیل با هم بودیم همیشه ....
سوژه ی اول تحلیل طهورایی کسی نیست جز @مصطفی ... اخلاق ایشون :مثل اینجا با محبت، شوخ ،خوش برخورد، جدی، شاد ! تیپ : خوب بود خوش تیپ بود مو قشنگ بود ... اینم بگم واسه ما چای سفارش داد بدون اینکه ما بخوایم خودشم نخوردضمنا این چای بین همه تقسیم شد جز خود مصطفی
من قبول ندارم امیر یه اعتراف زده 27 تا لایک خورده 5 تا بازنشر تا الان اعترافش بسی بسیار جالب و خنده دار بود من گفتما واسه چی بهمون با تعجب نگاه میکردا نگو تا حالا این همه صمیمیت ندیده بوده
پیرو پست اعتراف امیر باید اعتراف کنم که این امیری یه گوشی داره که مامان بزرگم از اونا داره این اعترافم میکنم که اصلا فکر نمیکردم امیر با شلوار پارچه ای رویت بشه تا دیدمش این مدلی شدم
#اعتراف میکنم..نه اول صورتمو شطرنجی کنین...آره داشتم میگفتم...اعتراف میکنم وقتی طهورا اینا میخواستن برگردن از میتینگ من چهار چشمی نگاهشون میکردم چجوری جا میشن تو ماشین...تعداد زیاد بود خووو...رهگذر
الان داشتم فوتبال ایرانو تحلیل میکردم راهکار برای پیشرفتش دادم یهو دیدم @فاطمه غنچه دنبالر خواهرم چشماش اینطوری شده کاملا به شکل متعجب به من گفت برو مربی تیم ملی شو خجالت نکش برو برو بعد من این شکلی شدم دقیقا
@AVA!
13 سال و 3 ماه و 22 ساعت و 22 دقيقه قبل@حسین
@مـهـヅیـﮧSG♀[یـآحـُسـیـن]
13 سال و 3 ماه و 22 ساعت و 21 دقيقه قبل@amir.HD
@حی علی الـ عزا ./
13 سال و 3 ماه و 22 ساعت و 20 دقيقه قبل@♥ zαняα ♥
@سارا : )
13 سال و 3 ماه و 22 ساعت و 18 دقيقه قبل@ツ سارینا ツ
@♥ zαняα ♥
13 سال و 3 ماه و 22 ساعت و 10 دقيقه قبل@Rahil
@✔کتــ☾ــے ...
@❤ ᘉ ᗴ ᗪ ᗩ ❥
@فاطمه غنچه دنبالر
@Iman kamran
@نارنجی
بازنشر یادتون رفت!!!