امروز دوستای خوبم به خاطر من قرارشونو بهم زدن چون من نرفتم باهاشون بهم ثابت کردن که مثل همیشه با معرفتن ...ازشون ممنونم که موقعیتمو درک کردن و نرفتن اگه میرفتن کلی حسودی میکردم
بهله،کارخوبی میکنه!باید مورد آزمایش،پژوهش وتحقیق وخیلی کارای دیگه قراربگیری!تازه من اگه باشم پسررو یه هفته تو خونه ام میبندم به تخت که خودم ببینم معتاد هست یانه!بعدشم میدم یه فس بزننش تا بقول قدیمیا همون اول کار گربه رو دمه حجله کشته باشم!تازه بهت رحم کرده!اگه گیرمن میافتادی!اگه میافتادی؟؟؟؟حیف
بر اساس پستی که چند لحظه ی پیش خانم مهندس @Rahil در مورد دوس جونشون و برادرش نوشته بود : در جا بهش زنگ زدم خیلی یواش حرف میزد منم نا خود اگاه مثل اون اروم حرف میزدم بعد رفت تو اتاق به شکل عادی حرف زد ولی من همچنان یواش حرف میزدم یهو برگشت گفت تو چرا یواش حرف میزنی؟ تازه گرفتم چه خبره همچین خندیدم مامانم امد گفت چی شده دیوونه شدی نصفه شبی ؟(با تعجب) اصلا با این خانم من حرف میزنم حالم عالی میشه جز شادی و ارامش هیچی نداره صداش واقعا زیباست قربونش برم من الهی
انقذه حرصم میگیره،زنگ زدم خونه ی دوست جون،اونوقتش برادردوست جون تلفن روجواب داد وبعدازسلام واحوالپرسی میگم دوست جون هستش ؟ میگه نخیر رفتن بیرون اومدن بگم چه کسی تماس گرفتن؟ماهم اسممون روگفتیم الان نزدیک 3-4ساعته من منتظر تماس دوست جون بودم...گفتم حالاکه میخوام بخوابم این گلایه ام رو به گوش دوست جون برسونم!لطف کنیدازطرف من به برادرگرامی عرض بفرمایید:مهندس قربون حواس جمع...
وااای خیلی ممنون



13 سال و 3 ماه و 30 روز و 7 ساعت و 27 دقيقه قبلزحمت کشیدی بوخودا
هر چه زودتر
به بروبچ دوروبر هم سلام برسون و از طرف ما هم تبریک بگو
خواهش میکنم دادا....
....چشم حتما

13 سال و 3 ماه و 30 روز و 4 ساعت و 21 دقيقه قبل توسط موبایل