تقریبا دو ترم پیش بود که بنده درسی چهار واحدی داشتم که یک واحد هم عملی داشت طبق قرار و انتخاب و هماهنگی با استاد هر کدوممون یک بخش از کتاب منابع انسانیو که بسیار هم قطور بود رو برداشتیم به عنوان کنفرانس پروژه هیچی دیگه منو دوستهامم یه درس آسونو انتخاب کردیم که آقایون کلاس به زور از ما گرفتنش و بخش بعدی نصیب ما شد بگذریم برسیم به اصل مطلب و زمان تحویل پروژه و ارائه از روی پاور پینت سر کلاس ...اول اینو بگم که گروه چهار نفره ی ما اون روز دو نفرشون سقط شده بودن و چون قرار بود یکی دیگه کامشو بیاره من نبردم بماند که چقدر سر لپ تاپ حرص خوردم آخرشم از لپ تاپ استاد استفاده کردیم این دوست شفیق ما راحیل جونی هم اومده بود سر جلسه به عنوان پشتیبان و اینا استاد اومد و نشست و دوست ما الهام خانم رفت برای ارائه اصل قضیه از اینجا شروع شد همه چی یادش رفته بود همشو از روی کتاب رو خونی میکرد پاور پیت یه چیز دیگه میگفت من میگفتم وای پاشو بریم یعنی مردیم تا تموم شدولی استاد نمره ی خوب بهمون داد
اولا هزار کاراکتر خیلی کم بود برای این خاطرم جاهای قشنگشو سانسور کردم
دوما شکلکها خیلی بیشتر از 15 تا بود نشد پاک کردم
سوما من راضی نبودم از این خاطره
چهارمم @Rahil
@Rahil عزیزم من الان میخوام ازت تشکر کنم که رفتی پروفایل من و تمام پستهامو داری میخونی و لایک میکنی و کاملا هم مشخصه از بعضیهاش که حرصت در میاد لایک که نمیکنی هیچ شک ندارم که بهم میگی ای طهورای خر تو کی میخوای آدم بشی آخه بزنم ...الله اکبر عین جملته مگه نه؟
اجرای نمایش شاد و موزیکال " بازیهای واگیردار " کاری از گروه هنری شاپرک ، از شنبه 1 شهریور هر روز ساعت 19 در فرهنگسرای هنگام واقع در م رسالت، م الغدیر، چهارراه آزادگان ، جنب شهروند . حضور دوستان باعث دلگرمیه ماست.
اولا هزار کاراکتر خیلی کم بود برای این خاطرم جاهای قشنگشو سانسور کردم


13 سال و 23 روز و 23 ساعت و 52 دقيقه قبلدوما شکلکها خیلی بیشتر از 15 تا بود نشد پاک کردم
سوما من راضی نبودم از این خاطره
چهارمم @Rahil