دوست خوب یعنی کسی که صبح با حال داغونت بهش اس میدی که اعصابمو بهم ریختن میای باهام ؟در جا بگه آره بعد وقتی من تو تاکسی نشستم بگه رسیدی؟ من پنج مین دیگه اونجام و من با خیال راحت بگم بیا کلی داستان دارم برات و وقتی از دور میبینی که برات دست تکون میده تمام غصه ات یادت بره ...بعد که بیاد اصلا به روی خودش نیاره فقط گاهی دستشو بگذاره رو شونهات بدون هیچ حرفی، بعد چند ساعت خندوندن یهو بگه خوب زر بزن ببینم چی شده اینهمه داستان دارم پس چرا هیچی نمیگی؟ بعد بدون اینکه حرف بزنه من براش تعریف کنم بعد باهام پایه ی چند تا فحش آبدار بشه و بخنده بعد بگه پاشو بریم قدم بزنیم خنکه ...من خوشبختم به خاطر وجود دوست خوب !
@*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥* !هی جوجو خگشله،آواتارنو مبارک!چقدرقشنگ و رویاییه!!!!درست مثل خودت که برای خیلیا مثل یه رویا میمونی که هرکسیم لیاقت داشتن رویا رو نداره!ملتفتی که؟
اول سلام!آقا من ازهمین جا،وازهمین تریبون اعلام میکنم:دوست جون،مگه دستم بهت نرسه!خودم بتنهایی ویه تنه شمارو بله....های!فکرای بد نکنید....منظورم این بود که میکشمش...آخه این پستا چیه؟بازم من کم اومدم دنبالرو شماهم که آیه های یأست روشروع کردی!هعی خدا
امروز تو راه کلاس خصوصی آموزش زبان ترکی برای راحیلی گذاشته بودم از حرفهای منفی هم آغاز کردیم عجیب استعداد داشت در این مقوله هی راه میرفت هی تکرار میکرد اینقده خندیده بودم سر درد گرفتم
دیروز سر کلاس نشسته بودم یهو دیدم راحیلی گفت آدمس میخوری ؟ گفتم گشنمه ولی بده خلاصه چشمتون روز بد نبینه یه آدامس بهم داد با طمع هندونه ی یخ اولش خیلی بد بود ولی بعدش جالب بود تازه میگفت 4 تومن پولشو دادم اصله به جون خودم بیای یه چی بگی یه آدامس بهت میخرم تا عمر داری نری سمت آدامس
امروز بعد دانشگاه رفتیم خرید و کلی کار مثبت و اینا آخر سر راحیلی منو برداشت برد جبهه خیلی جالب بود از رو پل شناور راه رفتیم زیر زمین رفتیم که کلی هم خنک بود اونجا بعد رفتیم شربت شهادت هم میل کردیم بطری آب معدنی دستم بود میخواستم بندازمش سطل آشغال یهو آقاهه گفت بده برات پرش کنم خیلی جالب بود بعد اونجا همه با چادر بودن منو راحیلی فقط با مانتو بودیم هیچی دیگه احساس میکردیم کل ملت دارن به ما با تعجب نگاه میکنن بعد اونجا راحیل خانمو جو گرفته بود میگفت میخوام چادری بشم اصلا داغون ...کل وجودم خاک شده بود تو اتوبوس همش داشتمو خودمو میتکوندم ولی تجربه ی جالبی بود
@Rahil
12 سال و 11 ماه و 16 روز و 1 ساعت و 9 دقيقه قبلالان من بسی لذت بردم از محبتت


12 سال و 11 ماه و 15 روز و 1 ساعت و 4 دقيقه قبل