rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
خدایـــــــــــــا؛ بابت هر شبی که بی شکر سر بر بالین گذاشتم؛ ..........بابت هر صبحی که بی سلام به تو آغاز کردم؛ ........بابت لحظات شادی که به یادت نبودم؛ .........بابت هر گره که به دست تو باز شد و من به شانس نسبتش دادم؛ ................بابت هر گره که به دستم کور شد و مقصر را تو دانستم؛ مرا ببخش ...
rezaey......یا حسین
وقتی کسی دیر به دیر ازم یاد می کنه...... نگرانش نمی شم؛...... حتما شاد بوده از یادش رفتم .....
rezaey......یا حسین
آدم ها همه می پندارند که زنده اند...؛ برای آنها تنها نشانه ی حیات؛ بخار گرم نفس هایشان است!.... کسی از کسی نمی پرسد : آهای فلانی! از خانه ی دلت چه خبر؟! گرم است؟ چراغش نوری دارد هنوز؟ ...