rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
غمگینم... همانند دلقکى که روى صحنه چشمش به عشقش افتاد ...که با معشوقش به او می خندیدند!!!
rezaey......یا حسین
خدایا... ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ!... ﺣﺮﻓﻬﺎﯾـــــﻢ ﺑﻮﯼ ﻧﺎﺷﮑﺮﯼ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ!...... ﺍﻣـــــــــــــــــــﺎ ﺗﻮ ﺑﻪﺣﺴﺎﺏ ﺩﺭﺩ ﺩﻝ ﺑﮕﺬﺍﺭ.....
rezaey......یا حسین
آغوش من سرزمین تو بود؛.... کاش قدری عرقِ میهن پرستی داشتی ... وطن فروش ...
rezaey......یا حسین
قصه ها واسه بیدار کردن افکار آدما نوشته شدند .... ولی ما برای خوابیدن ازشون استفاده میکنیم .....
rezaey......یا حسین
حرف زدن با تو از عشق ...... مانند آب دادن به گلهای پلاستیکیست ...... بی فایده