rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
عازم یک سفرم؛... سفری دور به جایی نزدیک؛... سفری از خودِ من تا به خودم؛ ...مدتی هست نگاهم به تماشای خداست؛...
rezaey......یا حسین
مي كنم ....... دست ياري به سويت دراز ...... بيا تا غم خود را با راز و نياز ...... ز خاطر ببرم......
rezaey......یا حسین
زندگی ، عمل کردن است؛.... این شکر نیست که چای را شیرین می کند......؛ بلکه حرکتِ قاشق چای خوری باعث شیرینی می شود .....
rezaey......یا حسین
دستم خالیست از بودنِ تو؛...... اما دلم،..... تا دلت بخواهد؛ ...... از تو، پُر است ...!
rezaey......یا حسین
اي ياد گار از تو غرور زخمي ام ....... اي فارغ از من ، فارغ از يادت ني ام.....
rezaey......یا حسین
چقدر دلم برات تنگ شده..... برای دوبار شنیدن صدات.....