rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
به تاوان خرابی و فساد ریشه هایش؛...... درخت بید باغی را بریدند؛....... عجیب اینکه از آنانی تبر خورد؛ .....که زیر سایه اش می آرمیدند ...!
rezaey......یا حسین
هـــیـز نیستم امــــا ............ زیــاد زُلــــ مـیـزنـــم ......... بــه آن هــایـی کـــه از دور به تــــ♥ـــو شـبـیـهـَند !!
rezaey......یا حسین
اسمش را دخترانه نامیدند : شد دنیا .......................... اسمش را مردانه نامیدند : شد جهان ............ افسوس که این سیاره ی آبی ، نه حیای زنانه سرش میشود ......نه وفای مردانه ....... پس فکر نان آخرت خود باش؛ این سیاره بیشترش آب است ......
rezaey......یا حسین
هرکه با احساس باشد عاقبت خواهد شکست......این جواب سادگیست
rezaey......یا حسین
یه شعر از سهیل محمودی هست که با این مصرع شروع میشه...... : دلم شکسته تر از شیشه های شهر شماست ......حالا هم وضعیت دلهای ماها شبیه شیشه های شهره : دوجداره .... ضد صدا ..... بدون انتقال حرارت ....و گاهی مشجر یا یک طرفه !...
rezaey......یا حسین
مرا تا جان بود در تن بکوشم .......... مگر از جام او یک جرعه نوشم