rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
میشنود صدایی به کوچکی صدای تو را ....................... “خدایی”.... که به بزرگی جهان هستی است …
rezaey......یا حسین
همیشه نمی شود زد به بی خیالی و گفت: تنهـــــــــــا امده ام ٬ تنهـــــــا می روم... یک وقت هایی شاید حتی برای ساعتی یا دقیقه ای... کم می اوری دل وامانده ات یک نفر را می خواهد!
rezaey......یا حسین
امــــروز را براى بیـــــان احساس به عزیزانت غنیمت شمار ....شاید فردا احســـــاسى باشد ولى عزیزى نــــــه..
rezaey......یا حسین
باید قمارباز باشی تا بفهمی فرق است بین .........‘باختن’ و ..........‘بد’ باختن…...
rezaey......یا حسین
خدایـــــــــــــا . . . چرا تا زنده ایم روانمان را شـــــــــاد نمی کنی ؟ ! همیکنه مردیم . . . شادروانمان می کنی ؟ ! . .
rezaey......یا حسین
خسته اونی نیست که خوابیده ........ خسته اونیه که نمی تونه بخوابه !
rezaey......یا حسین
کوله بارم بر دوش سفرى مى باید......سفرى تاته تنهایى محض .......هرکجا لرزیدى،از سفر ترسیدى ...... فقط آهسته بگو: من خدا را دارم!
rezaey......یا حسین
وطن پرستو بهار است ................ و اگر بهار مهاجر است.................... از پرستو مخواه که بماند.
rezaey......یا حسین
دنیای عجیبی شده است ...... برای دروغ هایمان ، خدا را قسم میخوریم ...... و به حرف راست که میرسیم ؛ می شود جان ِ تــو….....