reza
دشت خشكيد و زمين سوخت و باران نگرفت // زندگي بعد تو بر هيچ كس آسان نگرفت...
reza
درد اگر مرد است با دل راست رویارو شود// پس چرا از پشت سر خنجر زد و نامرد شد...؟
reza
روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست// منت خاک درت بر بصری نیست که نیست...
reza
این پنجه نیست دیگر ، عشق است و بیشتر تر// برپا شده است محشر ، در شور می نوازد...
reza
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر / یادگاری که دراین گنبد دوار بماند
reza
دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس/ که چنان ز او شدهام بی سر و سامان که مپرس
reza
دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست / گفت با ما منشین کز تو سلامت برخاست
reza
روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست / در غنچهای هنوز و صدت عندلیب هست
reza
رواق منظر چشم من آشیانه توست/ کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست
reza
وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی/ حاصل از حیات ای جان این دم است تا دانی
reza
یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان/ وان سهی سرو خرامان به چمن بازرسان
reza
یا رب سببی ساز که یارم به سلامت/ بازآید و برهاندم از بند ملامت/ خاک ره آن یار سفرکرده بیارید/ تا چشم جهان بین کنمش جای اقامت
reza
می دهم خود را نوید سال ِ بهتر ، سالهاست/ گرچه هر سالم بتر از پار می آید فرود
reza
کنار امن کجا ، کشتی شکسته کجا/ کجا گریزم از اینجا به پای بسته کجا/ ز بام و در همه جا سنگ فتنه می بارد/ کجا به در برمت ای دل شکسته کجا...