reza
دوش چون نیلوفر از غم پیچ و تابی داشتم / هر نفس چون شمع لرزان اضطرابی داشتم
reza
ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را مسوز/ کز سر صدق میکند شب همه شب دعای تو
reza
قدش به عشق نمی رسید غرورم را زیر پایش گذاشتم تا برسد اما باز هم نرسید...
reza
راه عشق او که اکسیر بلاست/ محو در محو و فنا اندر فناست/ فانی مطلق شود از خویشتن/ هر دلی که کو طالب این کیمیاست
reza
راه عشق از روی عقل از بهر آن بس مشکلست/ کان نه راه صورت و پایست کان راه دلست
reza
یا که به راه آرم این صید دل رمیده را/ یا به رهت سپارم این جان به لب رسیده را
reza
تــویـی کـه خـوبـتـری ز آفـتـاب و شـکـر خـدا / کــه نــیــسـتـم ز تـو در روی آفـتـاب خـجـل
reza
دسـت مـا گـیـرد مـگـر در راه عـشـقت جذبهای/ ورنــه پــای مــا کــجــا ویـن راه بـیپـایـان کـجـا
reza
در کـارخـانـهای کـه ره عـقـل و فـضـل نـیـسـت/ فـــهــم ضــعــیــف رای فــضــولــی چــرا کــنــد
reza
یــکـی درد و یـکـی درمـان پـسـنـدد/ یـکـی وصـل و یـکـی هـجـران پسندد/ من از درمان و درد و وصل و هجران/ پــســنــدم آنــچـه را جـانـان پـسـنـدد
reza
مرغ مرده است دل که صید تو نیست/ به تو زنده است هر که جان به تو داد
reza
مـحـرمـی نـیـسـت کـه مـرهـم بـنـهـد بـر دل مـن/ جـز تـو، ای دوسـت کـه خـود مـحرم اسرار منی
reza
تــیــر کــه از کــمــان تـو در طـرفـی روان شـود/ بــرکــنـم از نـشـانـه و در دل خـود نـشـانـمـش