رضارنج بران
نگاه تــــــو.. مــرا عاشق تر از پیـــــش می کند.. چه معجــــــــونی می شود.. زندگــــــی.. با لمس دستانِ تـــــــو.. با حسِ عشــــــــــــــــــقِ تـــــــو..
رضارنج بران
از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ ...
گفت : سقوط سلسله ی قلب جوان
رضارنج بران
حیف نون قهرمان شنا می شه، ازش می پرسند: از کجا شروع کردی؟ می گه: از زمین خاکی!
رضارنج بران
اگه گفتین حیف نون به قرمز کم رنگ چی می گه؟ قرمز آسمانی!
رضارنج بران
به حیف نون یه انگشت نشون می دن می گن این چندتاست؟ می گه یکی. بعد ده تا انگشت بهش نشون می دن می گن این چندتاست؟ می گه: وای! چقدر یک!
رضارنج بران
حیف نون خوابیده بوده، میان بیدارش کنن می بینن پین کد (Pin Code) می خواد!
رضارنج بران
یه روز یه پسره به دختره می گه با من ازدواج می کنی؟ دختره می گه نه! و پسر یک عمر با خوبی و خوشی زندگی می کنه!
رضارنج بران
آقای دست و دلباز بعد از بیست سال می ره مغازه کفش فروشی می گه: "ما باز هم مزاحم شدیم!"
رضارنج بران
یه روز کاغذ می خوره تو سر حیف نون. حیف نون جا در جا می میره! کاغذ رو بر می دارن نگاه می کنند، می بینن توش نوشته: "دو تا آجر"!
رضارنج بران
حیف نون از همسرش می پرسه: از ازدواج با من مثل سگ پشیمونی یا مثل خر کیف می کنی؟
رضارنج بران
حیف نون زنگ می زنه به مخابرات می گه: آقا ببخشید سیم تلفن ما خیلی بلنده، اگه می شه لطف کنید از اون طرف یه کم بکشیدش!...
رضارنج بران
خدایا! پشت حصار تكرار خطاهایم بنویس: (جوانی)
رضارنج بران
غم های من یک جور عادت ماهیانه است که هر وقت به تعویق می افتد می فهمم که آبستن دردی دیگر شده ام...
رضارنج بران
توقع زیادی نیست خواستن آغوش تو و عشقی که زیر خط کمربند نباشد...
رضارنج بران
آشفتگی من از این نیست که به من دروغ گفتی.......... از این آشفته ام که دیگر نمیتوانم باورت کنم...