رضارنج بران
نگاه تــــــو.. مــرا عاشق تر از پیـــــش می کند.. چه معجــــــــونی می شود.. زندگــــــی.. با لمس دستانِ تـــــــو.. با حسِ عشــــــــــــــــــقِ تـــــــو..
رضارنج بران
هیچ جای این شهر از یادت در امان نیستم حتی به کوچۀ علی چپ که می روم!
رضارنج بران
فرهاد تو را چه به فرهاد ؟ یک فرهاد است و یک بیستون عاشقی ؛ تو همین یک وجب دیوار فاصله را بردار ، من باورت می کنم !
رضارنج بران
بگـــــــذار...❤ آنـــگونــــــه که آمـــــــوختـه ام صـــــــــــــدایت بزنــم آرامتـــــــر از آنهاییــــــــــــ که هــــــر روز دوســـت داشــــ❤ــــــتنت را بر سرت فریــــــــــــــــــــــ✖ـــــــــــــــــاد میکشند حتمــــــ دارمـــــــــــ☠ خواهــــیــــ شنید اگر اندکیـــــــــــ تنهـــــــا"اندکیــــــــ" سرت را بچرخانیــــــــــ چشمانمـــــــ را ببینیــــــــــــ
رضارنج بران
پدر به دختر : دخترم این موقع شب تو بالکن چیکار میکنی ؟؟ دختر : دارم ماهو میبینم بابایی ! پدر : پس بی زحمت به ماهت بگو ماشینشو خاموش کنه ، صداش نمیذاره بخوابیم!
رضارنج بران
*این قافله عمر عجب می گذرد دریاب دمی که با طرب می گذرد ساقی غم فردای حریفان چه خوری پیش آر پیاله را که شب می گذرد "خیام"
رضارنج بران
داوند بي نهايت است و لامكان و بي زمان اما به قدر فهم تو كوچك ميشود و به قدر نياز تو فرود مي آيد و به قدر آرزوي تو گسترده ميشود و به قدر ايمان تو كار گشا ميشود " ملاصدرای شیرازی"
رضارنج بران
شايد در ترافيك مانده دلم كه هنوز به دل تو نرسيده طفلك نه بيراهه بلد است و نه ميان بر مگر چه قدر عاشق داري كه همه راهها به تو ختم ميشود
رضارنج بران
سلام دوستان عصربخیر روزخوشی داشته باشید
رضارنج بران
یک روز مردی با غرور پشت خر نشسته بود یک پیر مرد او را دید و گفت: سلام . مردی که پشت الاغ نشسته بود جواب سلام مرد را داد. پیر مرد گفت: خسته نباشی . مرد گفت: مگر کوری کسی که روی الاغ نشسته که خسته نمی شود . پیر مرد گفت:با شما نبودم با الاغتان بودم.
رضارنج بران
مردی که دستش را گچ گرفته بود از دکتر سوال کرد وقتی که دستم خوب شد می توانم گیتار بزنم؟ دکتر می گوید: بله البته . مرد می گوید: چه خوب چون قبلا" نمی توانستم.
رضارنج بران
آسان نیست فراموش کردن قصه ی چشمانی که روزهاست برای دیدنش به خواب هایم پناه میبرم تو در تمام خواب های من به روشنی تمام ستاره های شبهای منی من تورا به دلم قول داده ام نگذار بدقول شوم........
رضارنج بران
دلتنگم... نه حوصله ی خودم را دارم" نه حوصله ی خاطراتم را" دلتنگه تو که میشوم این روزها دیگر حتی خاطراتت هم آرامم نمی کند! قصه ی عجیب ایست این روزهای من.....!!