♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
شب بود يا من دنيا را تاريك ديدم؟ لحظه اي كه گفتي خداحافظ....
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
دل است دیگر.. گاهی هوایی میشود.. گاهی تنگ میشود.. حتی برای دلی که از <سنگ> است ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
به سلامتیه دخترا و پدراشون... هر زنی ممکنه واسه همسرش ملکه نباشه ، اما هر دختری واسه پدرش پرنسسه ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
چقدر عكس از خودت انداختي؟ هر طرف دنيا را نگاه ميكنم تو را ميبينم ....
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
درس خوبي به من دادي تا به ديواري كه تكيه گاه تمام رهگذرهاست تكيه نكنم....
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
نمی بخشمت....بخاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی....بخاطر تمام غمهایی که بر صورتم نشاندی .....نمی بخشمت .....بخاطر دلی که برایم شکستی .....بخاطر احساسی که برایم پرپر کردی.....نمی بخشمت .....بخاطر زخمی که بر وجودم نشاندی.....بخاطر نمکی که بر زخمم گذاردی.... و می بخشمت بخاطر عشقی که بر قلبم حک کردی محبت از درخت آموز که حتی سایه از هیزم شکن هم بر نمی دارد.
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
لحظه ي رفتن سكوتم علامت رضا نبود مي خواستم مثل هميشه روي حرفت حرفي نياورم ....
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
چهره ي خودم يادم رفته بس كه نقاب اين و ان را زدم ....
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
از یک عمق زلال آبی...از دورترین نشانه بودن...از زادگاه کوچکترین ذره با اولین نفس حیات با حباب های روشن وجود صدایت میزنم... من تورا یک دریا عاشقم
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
راه ِ زیادی رفته ایم که اکنون اینجاییم... من و دلم.. تو و مدارا کردنهایت ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
فرقی نمی کند ، که شعرهایم را روی کاغذ بنویسم.. یا روی ماسه های دریا.. یا حتی روی شیشه های بخار گرفته ی پنجره ! نام توست که به دلنوشته هایم اعتبار می بخشد ...!