روباه میره پیش خدامیگه چرامنواینقدحیله گرو دروغگوآفریدی؟ خدامیگه:ناشکری نکن توهنوزپسرارو نشناختی . . . . . . . دخترا نه جیغ نه دست نه هوراا.. دوانگشتی برین،سنگین باشین
یک نفر در همین نزدیکی ها ...چيزی به وسعت یک زندگی ...برایـــت جـــا گذاشته است ...خیالـــت راحـــت باشد ...آرام چشمـــهایت را بـــبند ...یک نفر برای همه ی نگرانی هایت بیدار است...یک نفر که از همه ی زیبایی های دنیا ...تنـــها " تـــو " را باور دارد
نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچیک از مردم این آبادی... به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم می گذرد، آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند... لحظه ها عریانند. به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز . . . سپاس از همه دوستای خوبم که بهم خیلی لطف دارن