مونا
کوچکتر که بودیم ایمانمان بزرگتر بود بادبادک میساختیم نمی ترسیدیم باد نباشد ...
مونا
اگر بهترین دوستم نیستی پس لااقل بهترین دشمنم باش اگر غمخوارم نیستی لااقل بزرگترین غمم باش هر چه هستی همیشه بهترین باش چون بهترین ها همیشه در یاد خواهند ماند پس لااقل در بدترین خاطره هایم بهترین باش
مونا
هیچوقت نگفته اند که به زور باید لبخند زد ٬ بعضی وقتها باید تا نهایت آرامش گریست آنگاه تبسمی مهمان لبهایت میشود که زیباتر از رنگین کمان بعد از باران است . . .
مونا
دلم تنگ است ٬ دلم میسوزد از باغی که میسوزد . نه دیداری ٬ نه بیداری ٬ نه دستی از سر یاری مرا آشفته میدارد چنین آشفته بازاری . . .
مونا
به یاد می آورم لحظه های فراز را كه صدای او اعتبارم می بخشید و لحظه های نشیب را كه اعتمادم به یاد می آورم افرای افراشته ای را به یاد می آورم مادرم را
مونا
فرياد من از داغ توست ...... بيهوده خاموشم مکن ...... حالا که يادت ميکنم ...... ديگر فراموشم مکن ...... همرنگ دريا کن مرا ...... يکبار معنا کن مرا ...
مونا
دلم کمی خدا می خواهد ... کمی سکوت.. کمی آخرت ... دلم دل بریدن می خواهد ... کمی اشک .. کمی بهت ... کمی آغوش آسمانی...
مونا
روی هرچی دس گذاشتم یکی زودتر اونو برده روی سرنوشتم انگار مهر این حادثه خورده...
مونا
سر قرار عاشقی همیشه دیر کرده ای... ولی برای رفتنت عجب شتاب میکنی...
باي باي
15 سال و 3 ماه و 29 روز و 14 ساعت و 29 دقيقه قبل