مونا
میرم ...........به امیده دیدار
مونا
لبخند آرامت، با چه اعجازی آتش تند بغض هایم را خاموش می کند!
مونا
گوشِ فلک را کَر کردهای با سکوتهات! "هایی" بزن، "هوویی" بگو بگذار دوباره بچرخد فلک ...
مونا
من خدا را دارم... کوله بارم بر دوش...سفری می باید... سفری بی همراه...گم شدن تا ته تنهایی محض... سازکم با من گفت : هرکجا لرزیدی " هرکجا ترسیدی...تو بگو از ته دل " من خدا را دارم... منو سازم چندیست " که فقط با اوییم...
مونا
خدایا ، تمام خنده های تلخ امروزم را می دهم ، یکی از آن گریه های شیرین کودکیم را پس بده ..........
مونا
چه هرج و مرجیست در ترافیک ذهنم... گویی که تمامیه چراغهای راهنماییش از کار افتاده...
مونا
از با تو بودن دل برایم عادتی ساخت , كه بی تو بودن را باور ندارم
مونا
توبه کردم که دگر یادی از این دل نکنم / که دگر یادی از این عاشق غافل نکنم تا که دیدم رخ زیبای ترا تنگ غروب / توبه کردم که دگر توبه مشکل نکنم
مونا
گفته بودم که اگر بوسه دهی توبه کنم بعد ازین بوسه دگر بار گناهی نکنم بوسه دادی و چو برخاست لبم از لب تو توبه کردم که دگر توبه بیجا نکنم..
مونا
رنگ غروب می زنی، صحن دل شکسته را ....بگو چگونه پُر کنم فاصله های خسته را.... در این سراب زندگی، شبی سحر نمی شود.... بگو چگونه طی کنم خاطره های رفته را ....
مونا
در آغوش زمان میلرزم ...در لطافت بی قرار یک سکوت... چشمهایم در تب شمع می میرد ...و امید در خیال محو یک آرامش ... دلم تنگ است نگاهم مرطوب ... انعکاس روشن فریاد کجاست؟ این راه چرا تاریکست؟....
خدانگهدار
15 سال و 3 ماه و 28 روز و 14 ساعت و 32 دقيقه قبلبای
15 سال و 3 ماه و 28 روز و 14 ساعت و 17 دقيقه قبل