مونا
وحشی شده این بغض . . . میتراشد گلویم را . . . همین سکوت باید همه چیز را سامان دهد
مونا
مشترک مورد نظر شما، مورد نظر خيلي هاست..
مونا
دستی هست این روزها!...دستی هست که مرا،تمام مرا، دنیایِ مرا، بی واسطه، بی تخیل، گره گره، به تو می بافد
مونا
نه به دیروزهایی که بودی فکر می کنم و نه به فرداهایی که "شاید" بیایی می خواهم امروز را زندگی کنم خواستی باش ...
مونا
مرز عشق این روزها شباهت زیادی به آدامس داره: اول شیرین ، بعد دوست داشتی ، سپس تکراری و خسته کننده و در آخر دور انداختنی..
مونا
و حالا انتهای کوچه شعر منم با انتظاری مبهم و زرد ولی ایکاش جادوی نگاهت غزل های مرا غارت نمی کرد..
مونا
مرد از راه چشم و زن از راه گوش به دام ميافتد .مرد به کرات عشق ميورزد ، اما کم . ولي زن به ندرت ،اما بسيار .مردها همواره ميخواهنداولين عشق يک زن باشند و زنها دوست دارن آخرين عشق يه مرد باشند.
مونا
گفتي دوست دارم! گفتم به اندازه چي؟ گفتي به اندازه اسمان گفتم: به وسعت همان؟ گفتي: دريا گفتم: به عمق همين؟ گفتي به عمق دلم که بزرگتر از هر دريايي است. حالا که مدت ها گذشته مي بينم دلت واقعا عمق دارد چون چند نفر ديگه هم بعد از من امده اند و هنوز هم جا دارد..
مونا
لیلی زیر درخت انار نشست.درخت انار عاشق شد.گل داد سرخ سرخ.گلها انار شد داغ داغ.هر اناری هزار دانه داشت.دانه ها عاشق بودند.دانه ها توی انار جا نمیشدند.انار کوچک بود.دانه ها ترکیدند.انار ترک برداشت.خون انار روی دست لیلی چکید.لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید.مجنون به لیلی اش رسید.خدا گفت: راز رسیدن فقط همین است.کافی است انار دلت ترک بخورد.
مونا
بستر من صدف خالی یک تنهاییست و تو چون مروارید، گردن آویز کسان دگری ...................
مونا
دلم برای خودم سوخت وقتی - شما - صدایم کردی ...