مونا
مسافر، مرامش آمدن و رفتن است....هرگز ماندن در چمدانش پیدا نمی شود
مونا
خدايا تو را غريب ديدمو غريبانه غريب شدم تورا بخشنده ديدمو خود گناهكار شدم تورا وفادر ديدمو هرجا رفتم بازگشتم تورا گرم ديدمو در سردترين لحظه ها به سراغت آمدم تو مرا چه ديدي كه وفادار مانده اي ؟؟
مونا
یادت اي دوست بخير بهترينم خوبي؟ خبري نيست ز تو ؟ دل من مي خواهد كه بدوني بي تو كه دلم اندازه دنيا تنگ است مي سپارم همه زندگيت را به خدا خود را به كه بسپارم ؟ وقتي كه دلم تنگ است پيدا نكنم همدل دل ها همه از سنگ است گويا كه در اين والي از عشق نشاني نيست گر هست يكي عاشق آلوده به صد رنگ است
مونا
دل تمنا ميکند تا من بسازم خانه اي / عاشقان کي خانه دارند دل مگر ديوانه اي !؟
مونا
امروز دلم به سن تکلیف رسید....
مونا
هنوز هم باران تنها قهرمان قصه عاشقانه من و توست !
مونا
گرگ را از هر طرف که بخوانی می دَرَد درست مثل درد...
مونا
آیین عشق بازی دنیا عوض شده ست یوسف عوض شده ست زلیخا عوض شده ست سر همچنان به سجده فرو برده ام ولی در عشق سالهاست که فتوا عوض شده ست خو کن به قایقت که به ساحل نمیرسی ...خوکن که جای قایق و دریا عوض شده ست آن با وفا کبوتر جلدی که پر کشید اکنون به خانه آمده اما عوض شده ست حق داشتی مرا نشناسی به هر طریق من همچنان همانم و دنیا عوض شده ست
مونا
وقتی نیستی...دلم هزار راه می رود...حتی یکی از آنها مرا به تو نمی رساند..!!
مونا
تو نباشي ... دلم که هيچ ! دنيا هم تنگ مي شود................
مونا
ديگر دلم از نگاه عاشقانه اي نمي لرزد..تکرار پوچ واژه " دوستت دارم " آن را از معنا تهي کرده..هميشه عاشق بودم ولي اين بار بقچه عشق را پشت کوه ناکجا آباد مي اندازم..به علت فوت صداقت در عشق..............عاشقي تعطيل..............