مونا
کاش به حرمت دل های مسافر هر شب روی شفاف ترین خاطره مهمانی بود..
مونا
برگرد... "یادت" را جا گذاشتی ... نمی خواهم عمری به این امید باشم كه ... برای بردنش برمی گردی...!!!
مونا
کاش می شد پشت پا زد بر تمام زندگی...
مونا
تو را در فنجان قهوه تو را لابه لای خطوط دستم جستجو میکنم
مونا
آشق رو از این به بعد اینگونه بنویسید .. چون همیشه سرش كلاه می رود!!!
مونا
وقتی زمین میخوردم ... مادرم مرا می بوسید... .........تمام دردهایم از یادم میرفت ... دیروز زمین خوردم،دردم نیامد ...!! اما به جایش تمام بوسه های مادرم به یادم آمد..
مونا
گاهی ؛می خواهم انسان نباشم گوسفندی باشم ، پا روی یونجه هـــــــا بگذارم اما ... دلــــــــــی را دفن نکنم ! گرگی باشم ، گوسفند هـــــــا را بدرم ! اما بدانم کــــــــارم از روی ذات است، نه از روی هوس ... خفاشی باشم ،که شبها گـــــــــردش کنم با چشمهـــــــــای کور ! اما خوابی را پرپر نکنم کلاغی باشم ،که قار قار کنم پرهــــــــایم را رنگ نکنم ! و دلــــــــی را با دروغ بدست نیاورم ... !!!
مونا
آهسته گفت : " خدا نگهدارت " در را بست و رفت ... آدمها مسئولیت خودشان را به گردن خدا می اندازند ..
مونا
پرواز كن آنگونه كه مي خواهي.... ! و گرنه .... پروازت مي دهند, آنگونه كه مي خواهند!!