دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مونا
زن - مجرد
امتیاز: 1177.65

دنبال‌شدگان

(94 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(146 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

مونا
مونا
در میکده

تحمل تنهایی بهتر از گدایی محبت است...

مونا
مونا
در میکده

من گمان می کردم رفتنت ممکن نیست...رفتنت ممکن شد باورش ممکن نیست.

مونا
مونا
در میکده

ما خیلی وقت است نخهایمان را دست بادبادک داده ایم...ما که بادبادک بازی بلد نبودیم شاید آنها آدم بازی بلد باشند...

مونا
مونا
در میکده

تو بیا که اگر آمدنت دیر شود و اگر آمدنت قصه ی پوچی باشد من تو را ای همه خوبی!تا دم مرگ نخواهم بخشید...

مونا
مونا
در میکده

بدينوسيله من رسما از بزرگسالي استعفا مي دهم و مسئوليت هاي يك كودك هشت ساله را قبول مي كنم. مي خواهم به يك ساندويچي بروم و فكر كنم آنجا يك رستوران 5 ستاره است. مي خواهم فكر كنم شكلات از پول بهتر است چون مي توانم آن را بخورم. مي خواهم فكر كنم كه دنيا چقدر زيباست و همه راستگو و خوب هستند. مي خواهم دوباره به همان زندگي ساده خود برگردم. نمي خواهم زندگي من پر شود از كوهي از مدارك اداري و خبرهاي ناراحت كننده ،صورتحساب جريمه و ... . مي خواهم نيروي لبخند را باور داشته باشم. به يك كلمه محبت آميز ، به عدالت ، به صلح، به فرشتگان ، به باران و به ... اين دسته چك من. كليد ماشين. كارت اعتباري و بقيه مدارك مال شما .من رسما از بزرگسالي استعفا مي دهم"

مونا
مونا
در میکده

قالی بزرگی است زندگی... هر هزار سال یک بار فرشته ها قالی جهان را در هفت آسمان می تکانند تا گرد وخاک هزارساله اش بریزد و هر بار با خود می گویند: این نیست قالی که انسان قرار بود ببافد این فرش فاجعه است... با زمینه سرخ خون... و حاشیه های کبود معصیت .. . با طرح های گناه و نقش بر جسته های ستم... فرشته ها گریه می کنند و قالی آدم را می تکانند و دوباره با اندوه بر زمین پهنش می کنند. رنگ در رنگ ... گره در گره ... نقش در نقش ... قالی بزرگی است زندگی... که تو می بافی ومن می بافم و او می بافد همه بافنده ایم می بافیم و نقش می زنیم می بافیم و رج به رج بالا می بریم می بافیم و می گستریم دار این جهان را خدا به پا کرد. و خدا بود که فرمود: ببافید وآدم نخستین گره را بر پود زندگی زد. هر که آمد گره ای تازه زد و رنگی ریخت و طرحی بافت. چنین شد که قالی آدمی رنگ رنگ شد آمیزه ای از زیبا و نازیبا... سایه روشنی از گناه و صواب... گره تو هم بر این قالی خواهد ماند طرح و نقشت نیز... و هزارها سال بعد آدمیان بر فرشی خواهند زیست که گوشه ای از آن را تو بافته ای کاش گوشه ای را که سهم توست زیبات.

مونا
مونا
در میکده

فاصله گرفتن از آدم هایی که دوستشان داری بی فایده است زمان به ما نشان خواهد داد که جانشینی برای آنها نیست

مونا
مونا
در میکده

عشق یعنی اشک توبه در قنوت /خواندنش بانام غفارالذنوب/عشق یعنی چشمها هم در رکوع /شرمگین ازنام ستار العیوب /عشق یعنی جان سجود ودل سجود/ذکر یارب یارب ازعمق وجود

مونا
مونا
در میکده

خدایا دل مرا آنقدر صاف بگردان تا قبل از پائين آمدن دستهایم دعايم مستجاب گردد...

مونا
مونا
در میکده

خدایا هرطور که میخوای مجازاتم کن ولی ترکم نکن...

مونا
مونا
در میکده

خدایا! کمکم کن تا آرزوهایم شایسته و روا باشند. کمکم کن بهترین‌ها را آرزو کنم. من با آرزوهای خویش زنده‌ام. یاری‌ام کن آرزوهایم ارزش خواستن و با آنها زندگی کردن را داشته باشند. به من بیاموز چیزی را آرزو کنم که تو دوست می‌دارى، چیزی را طلب کنم که مرا به تو نزدیک‌تر سازد. به من بیاموز در راه رسیدن به آرزوهایم صبور باشم و تن به قضا و قدر تو بسپارم. بیاموز که برای کسب نیکی‌ها، شکیبایی پیشه کنم و در راه استجابت دعاهایم، هرگز ناامید نشوم و هرگز در مهر تو تردید نکنم.

مونا
مونا
در میکده

کاش مي دانستي که نگاهت که صدايت که کلامت به من خسته و آشفته خيال زندگي مي بخشد به کجا مي نگري !!

مونا
مونا
در میکده

هیچکس هرگز نمی داند چه سازی می زند فردا چه می دانی تو از امروز چه می دانم من از فردا ؟ همین یک لحظه را دریاب که فردا می شوی تنها .

مونا
مونا
در میکده

حکایت تو با قلب من حکایت اون افغانیه که از ایران نمیره .

مونا
مونا
در میکده

با خیال تو به سر بردن اگر هست گناه ، باخبر باش که من غرق گناهم هرشب .